منوی اصلی
دانشگاه فرهنگیان قزوین
انجمن علم فرهنگ(تربیت معلم قزوین)
  • چگونه ادبیات را ۱۰۰ بزنیم , ادبیات اولین درس در دفترچه عمومی همه ی رشته های آزمایشی است که در بین عمومی ها بالاترین ضریب را دارد یعنی ضریب ۴ و دارای ۲۵ تست است که ۱۸ دقیقه زمان برای پاسخ دهی به تست های این درس مهم زمان دارید یعنی برای هر تست حدود ۴۳ ثانیه وقت دارید.

    چگونه ادبیات را ۱۰۰ بزنیم , اگر می خواهید اهمیت درس ادبیات را در کنکور سراسری بیشتر درک کنید بهتر است به میانگین درصد این درس در کنکور های اخیر نگاهی بیندازید.

    در کنکور ۹۴ تجربی بیش از نیمی از داوطلبان در ادبیات درصدی کمتر از ۲۰ درصد را کسب کرده بوده اند … میدونید این یعنی چی؟ یعنی اگر داوطلبی در کنکور ۹۴ تجربی ، ادبیات را بالای ۵۰ درصد میزد می توانست جزو ۰.۳ درصد رتبه برتر در درس ادبیات قرار بگیرد که با توجه به ضریب بالای این درس ، نمره تراز دروس عمومی وی شدیدا افزایش می یافت.

    چگونه ادبیات را ۱۰۰ بزنیم , حال کمی بیشتر در مورد ادبیات کنکور توضیحاتی را ارائه می دهیم .

    ادبیات شامل ۵ قسمت است.

    آخرین ویرایش: جمعه 11 آبان 1397 22:10
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی سه شنبه 1 آبان 1397 22:53 نظرات ()

    چالشی‌ترین سوالات کنکور سراسری 97 (دورس عمومی)


    نام درس

    شماره‌ی سوال

    نام درس

    شماره‌ی سوال

    ادبیات عمومی

    2

    عربی عمومی

    33

    ادبیات عمومی

    4

    عربی عمومی

    34

    ادبیات عمومی

    9

    عربی عمومی

    37

    ادبیات عمومی

    10

    عربی عمومی

    41

    ادبیات عمومی

    12

    دین و زندگی

    51

    ادبیات عمومی

    13

    دین و زندگی

    67

    ادبیات عمومی

    14

    زبان انگلیسی

    97


    بررسی سوالات چالشی :


    ادبیات عمومی :


    سوال 2 : کلید سنجش : 1

    چالشی‌ترین سوالات کنکور انسانی 97 (دروس عمومی)از معدود سوالات ابداعی ادبیات در کنکور انسانی بود که واژه‌ی مورد پرسش در آن نیز از بخش توضیحات انتخاب شده است. مفهوم «حوصله» به معنای گنجایش و ظرفیت و توانایی، به راحتی از بیت گزینه‌ی 1 قابل برداشت است. شاید بتوان گفت تنها دلیلی که برخی را به گزینه‌ی 2 سوق داد، استفاده از لفظ «مور» در این سوال بود. در مجموع سوال از جهت نوآوری و هم‌چنین سطح دشواری قابل قبول بود.


    سوال 4 : کلید سنجش : 3

    چالشی‌ترین سوالات کنکور انسانی 97 (دروس عمومی)سوال هیچ‌گونه ابهام و اجمال خاصی ندارد و اگر داوطلبان در پاسخ به این سوال دچار تردید شده باشند، به احتمال قوی به دلیل کار نکردن در بخش املا باشد؛ چه از طریق رد گزینه و چه از طریق پیدا کردن غلط‌های املایی (وقاهت و مرحم) به راحتی می‌توان به پاسخ صحیح دست یافت.


    سوال 9 : کلید سنجش : 1

    چالشی‌ترین سوالات کنکور انسانی 97 (دروس عمومی)واژه‌ی «خون» در بیت گزینه‌ی 1، به معنای کشتن و در معنای مجازی با علاقه‌ی لازمیه به‌کار رفته است. دلیل اصلی انتخاب گزینه‌های دیگر توسط  دبیران و هم‌چنین داوطلبان این بوده است که واژه‌ی «دست» را در این سوال به معنای قدرت و مجاز با علاقه‌ی آلیه دانسته‌اند لیکن باید توجه داشت که دست در این بیت در معنای حقیقی خود به‌کار برده شده است.


    سوال 10 : کلید سنجش : 4

    چالشی‌ترین سوالات کنکور انسانی 97 (دروس عمومی)وجود ایهام تناسب در واژه‌های «آهنگ» ، «هزاران» ، «کام» د گزینه‌های 1 تا 3 به‌وضوح مشخص است. اما در هر حال گزینه‌ی 4 به عنوان پاسخ صحیح انتخاب شده‌است، هرچند به نظر می‌رسد واژه‌ی «پروانه» نیز در این بیت ایهام تناسب دارد (به‌معنای رخصت و هم‌چنین نوعی حشره که با شمع تناسب دارد). مگر اینکه واژه‌ی دیگری در بیت گزینه‌ی 4 دارای ایهام باشد، که در این صورت ایهامی به‌شدت دور مورد نظر طراح بوده است.  30 درصد از دبیران و رتبه‌های برتر به این سوال پاسخ نداده‌اند. با توجه به این قرینه می‌توان گفت این سوال دشوارترین سوال درس ادبیات بوده‌است.



    عربی عمومی :


    سوال 34 : کلید سنجش : 1

    چالشی‌ترین سوالات کنکور انسانی 97 (دروس عمومی)در متن آمده است که بعضی از حیوانات بدون نوشیدن آب می‌توانند به حیات خود ادامه دهند اما آن‌ها آب مورد نیاز خود را از غذا تامین می‌کنند. با توجه با این موضوع، گزینه‌ی 4 که بیان می‌کند : «حیوان بیابانی نمی‌تواند بدون آب به حیات خود ادامه دهد» درست به‌نظر می‌رسد.


    سوال 37 : کلید سنجش : 1

    چالشی‌ترین سوالات کنکور انسانی 97 (دروس عمومی)گزینه‌ی 1 صحیح می‌باشد. مالکیت خداوند بر آسمان‌ها و زمین در هیچ‌جای متن به‌صورت آشکار بیان نشده است. گزینه‌‌ی 2 بیانگر حکمت الهی، گزینه‌ی 3 بیانگر مثال زدن خداوند در مورد خلقت و گزینه‌ی 4 بیانگر عبرت آموزی و توصیه به تفکر و تعقل است که همگی به‌وضوح در متن مورد اشاره قرار گرفته است.



    دین و زندگی :


    سوال 51 : کلید سنجش : 2

    چالشی‌ترین سوالات کنکور انسانی 97 (دروس عمومی)تقریبا همه‌ی دبیران گزینه‌ی 4 را به‌عنوان کلید پیشنهادی خود انتخاب کرده‌اند اما باید به یک نکته‌ی ظریف توجه داشت؛ نوآوری در خلقت (مستبنط از بند اول این حدیث) و آفرینش استوار و محکم (مستنبط از بند سوم این حدیث) ، هر دو جلوه‌ای از تدبیر الهی است. اما عدم خروج مخلوقات از محدوده‌ی معین خداوند، کوتاهی نکردن آنان در رسیدن به کمال و عدم سرکشی و دشوار نبودن دستورات خداوند برای ایشان، هر سه هدف نهایی خداوند از خلقت نوآورانه و استوار موجودات (که نشاندهنده‌ی تدبیر الهی است) بوده است.



    محمد ابراهیم مازنی

    آخرین ویرایش: سه شنبه 1 آبان 1397 22:50
    ارسال دیدگاه
  • آخرین ویرایش: جمعه 27 مهر 1397 17:37
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی چهارشنبه 25 مهر 1397 19:12 نظرات ()
    نمونه سوال نیم سال دوم
    نمونه سوال نیم سال اول
    سوال ارسالی دبیران
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 مهر 1397 19:10
    ارسال دیدگاه
  • آخرین ویرایش: شنبه 21 مهر 1397 01:24
    ارسال دیدگاه
  • *درس سیزدهم*

    1- توضیح دهید که چه زمانی فرهنگ یک ملت دست خوش زوال می گردد؟                                  

      فرهنگ یک ملت زمانی دست خوش زوال می گردد که ارزش خودرا برای آن ملت از دست بدهد.

    2- خاور شناسی از چه زمانی آغاز شد وانگیزه اصلی تشکیل آن چه بود؟

    از قرن 19- انگیزه اصلی خاور شناسان در این پژوهش نشان دادن برتری نژاد غربی در علم  و تفکر  و اثبات این نکته بود ریشه ی همه ارزش های فرهنگی شرق را نیز در نهایت باید درفرهنگ غربی جست جو کرد.

    3- نگرش مستشرقین در مورد تمدن وفلسفه اسلامی چیست؟

                  1- نژاد غرب برترین نژاد درعلم وتفکراست.

                  2- همه ارزش های فرهنگی شرق را باید در فرهنگ غرب جست و جو کرد.

                  3-آنها معتقدند تمدن اسلامی از زمانی آغاز شد که مسلمانان با تمدن غرب آشنا شدند یعنی اصل تمدن وعلوم از یونان شروع ومدتی بوسیله مسلمانان نگهداری و در نهایت به دست صاحبان اصلی آن برگردانده شده است.

                 4- آنها فلسفه اسلامی را تفصیل فلسفه یونانی می دانند وآن را به فلسفه عربی  می خوانند.

    4- ویژگی های سنت اسلامی را نام ببرید؟

    1- تفکرواخلاق               2- پیوند سازمانی                  3- وسعت نظر

    5- یکی از ویژگی های  سنت فلسفی اسلامی «تفکر واخلاق»است آن را توضیح دهید؟

    پیام سنت فلسفی اسلامی این است که فلسفه پیمودن راه تعالی وکمال است  وهمیشه فیلسوف شدن با نوعی کمال وتعالی معنوی و اخلاقی همراه است.

    6- یکی از ویژگی های  سنت  فلسفی  اسلامی «پیوند سازمانی» است آن را توضیح دهید؟     

    فلاسفه اسلامی بین استدلال عقلی و ذوق عرفانی وآیات قرآنی پیوند عمیق وسازمانی ایجاد کرده اند.

    7- یکی از ویژگی های سنت فلسفی اسلامی «وسعت نظر» است آن را توضیح دهید؟

    فلسفه اسلامی منحصر به گروه خاص نیست وهیچگاه قومی وقبیلگی ومحلی نبوده و خود را متعلق به جامعه خاصی ندانسته است  و دیدگاه فلسفه اسلامی به وسعت بَشریت است.

    آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 17:24
    ارسال دیدگاه
  • *درس دوازدهم*

    1- فلسفه نظری و فلسفه عملی را تعریف کرده و تقسیمات هر یک را بنویسید؟

    فلسفه نظری یا شناخت هست ها شامل همه علومی است که از واقعیت اشیاء آن چنان که هستند بحث می کند(ادراکات حقیقی انسان از عالم وجود)

    تقسیمات فلسفه نظری:

     فلسفه علیا:(  الهیات) فلسفه اولی(مابعدالطبیعه-وجودشناسی)  -  الهیات بالمعنی الاخص(توحید-خداشناسی)

    فسلفه وسطی: (ریاضیات)حساب - هندسه – هیئت - موسیقی

    فلسفه سفلی: (طبیعیات) فیزیک-شیمی-زیست شناسی

    فلسفه عملی:حکمت عملی محدود به زندگی انسان است آن چنان که باید باشد(ادراکات اعتباری مجموعه باید ها و نباید ها ی زندگی انسان است).

    تقسیم فلسفه عملی : علم اخلاق ، علم تدبیر منزل و علم سیاست مدن.

    2- حکمای پیشین معتقد بودند که عقل دارای دو قوه ی نظری  و عملی است  نظر علامه طباطبایی در این مورد توضیح دهید؟

    ایشان برای انسان یک عقل قایل است ومعتقد است عقل انسان زمانی که به ادراک حقیقی وعلوم طبیعی مشغول است عقل نظری خوانده می شود وهنگامی که به احکام نبایدها وبایدها(زندگی فردی اجتماعی خود)می پردازد از عقل عملی خوانده می شود.

    3- .در فلسفه ی جدید غرب رابطه ی هست ها وبایدها چگونه است توضیح دهید؟

    هیوم معتقد بود که بایدها ونبایدها هیچ رابطه ای با هست ها  و واقعیت ها ندارند بلکه باید ها ونباید ها وارزش های اخلاقی  را تابع عواطف و احساسات آدمی و نسبی می دانست.

    5- در فلسفه جدید غرب رایطه ای بین هست ها و بایدها قطع می شود تحلیل علامه طباطبایی را در این مورد به اختصار توضیح دهید؟     

    1- علامه معتقد است ریشه ادراکات حقیقی(هست ها) وادراکات اعتباری عقل انسان است وریشه این دو قوه جداگانه نیست ومبدا ادرکات حقیقی واعتباری یکی است پس جدایی این دو مسئله (هست ها وبایدها) امری است اشتباه وعقل را بازیچه خواسته ها وامیال نفسانی قرار می دهد.

                  2  - انسان دارای فطرت و ذات الهی و معنوی است و این فطرت انسانی است که اورا به سوی فضایل وارزش های انسانی سوق می دهد در حقیقت انسان به خاطر اینکه ذات او متمایل به کمالات است ومی خواهد به کمالات انسانی دست پیدا کند به دنبال بسیاری از ارزش های اخلاقی می رود  ، در این صورت ارزش های اخلاقی تابع احساسات وعواطف نیست بلکه تابع فطرت و ذات انسان است وهمین ارتباط بین ذات انسان و بایدها ونبایدها باعث می شود تمام ادراکات اعتباری(بایدها ونبایدها) براساس واقعیتها و هست های وجود انسان(فطرت) شناخته شود.

    6- توضیح دهید که چرا گروهی از فلسفه غرب اصل علیت را به عنوان یکی اصل عقلانی نفی کرده اند با مثال توضیح دهید؟

              بعضی از فلاسفه غربی بنا به دو دلیل اصل علیت را انکار می کردند:

     1- هر چیزی که بوسیله حواس قابل درک باشد واقعیت دارد چون قانون علیت با تجربه قابل اثبات نیست یعنی بوسیله حواس پنج گانه قابل درک نیست پس واقعیت خارجی ندارد ومردود است.

               2- اینکه مردم به اصل علیت گواهی می دهند به دلیل این است دو حادثه پشت سرهم اتفاق می افتد واز مشاهده تعاقب دو حادثه به علیت بین آنها گواهی می دهند ومی گویند حادثه دوم معلول حادثه اول است حال آنکه تعاقب دو حادثه به هیچ عنوان به علیت بین آنها گواهی نمی دهد.

    7- گروهی از فلاسفه غرب اعتقاد به علیت را تعاقب دو حادثه می دانند دو انتقادی را که بر این نظریه وارد است را با مثال توضیح دهید؟

           - اگر ریشه اعتقاد به اصل علیت تعاقب دو حادثه است پس باید در تمام حوادثی که پشت سر هم اتفاق می افتد رابطه علیت قائل باشیم در صورتی که چنین نیست مانند رعد و برق که در دو پشت سر هم اتفاق می افتد ولی هیچ کس رعد را معلول برق نمی داند یا شب و روز که در پس هم می آیند و...

           - اگر تکرار حوادث متوالی همیشه ما را به علیت می رساندپس باید بین تکرار حوادث متوالی و قانون علیت هم رابطه علیت باشد در صورتی که چنین نیست.

    8- از نظر علامه طباطبایی انسان چگونه رابطه علیت را کشف کرد؟

    در حقیقت علامه طباطبایی معتقد است رابطه علیت یک رابطه وجود دهندگی است که هر انسانی این اصل را از طریق علم حضوری به نفس خویش در می یابد یعنی هر انسانی اول بار در نفس خویش به علم حضوری آن را درک می کند یعنی علیت برای هر انسانی معلوم بالذات است.

    9- تکیه گاه شناخت را از نظر علامه طباطبایی توضیح دهید؟

    تکیه گاه شناخت در تمام علوم ، مفاهیم پایه ای وقضایای بدیهی هستند(مانند اصل امتناع تناقض،اصل علیت و....)این اصول برای انسان به علم حضوری قابل کشف است پس تمام علوم  وابسته به اصول بدیهی عقلانی هستند که انسان در نفس خویش به علم حضوری آنها راکشف می کند.

    آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 17:23
    ارسال دیدگاه
  • * درس دهم*

     

    1- ملاصدرا فلسفه خود را چه نامید و با نبوغ خود چه روش هایی رابا هم تركیب نمود ؟

    حكمت متعالیه :  مكتبی كه برهان عقلی و شهود قلبی و وحی قرآن را با هم  تركیب كند و شیوه  ای یگانه در تحقیق فلسفی به وجود آورد .

    2- مشرب تحقیقی ملاصدرا چه تفاوتی با روش فیلسوفان مشایی و اشراق دارد ؟

     ملاصدرا  نه مانند مشائیان است كه عقل و برهان را به هر كشف و شهودی  جهان می دهند و نه همچون اشراقیان كه شهود قلبی را بر برهان  عقلی مقدم میدانند ملاصدرا هر دور روش را با  یك دیگر به كار می گیرد و جدایی آن ها را هرگز روا نمیداند .

    3- چگونه می توان ثابت كرد كه فلسفه ملاصدرا یک فلسفه  التقاتی نیست ؟

     نبوغ و ابتكار ملاصدرا  در این است كه به سه طریق : برهان عقلی ، شهود قلبی و وحی قرآن را با هم تركیب می كند شیوه یگانه  در تحقیق فلسفی به وجود آورد .

    4- نظر متكلمان  اسلامی در مورد رابطه ی عقل و دین چیست توصیح دهید ؟

                  1-  عقل در كنار شرع ارزش مستقل ندارد.

                  2-  عقل در كنار شریعت است و كار آن فقط اثبات اصول اساسی دین است .

                  3-  وظیفه ی عقل دفاع از حقانیت دین است .

    5- نظر ملاصدرا در مورد رابطه ی عقل و دین چیست توضیح دهید ؟

                 1-  عقل و دین حقیقت واحدی هستند از منشاء واحد

                 2- اگر عقل به درستی حركت كند  به هیچ نتیجه ای مخالف شرع می رشد .

                 3- عقل و دین در همه ی احكام با هم تطابق كامل دارند . 

    6- شیوه ابتكار ملاصدرا در مورد فلسفه و عرفان چست؟

     نبوغ و ابتكار ملاصدرا در این است كه به هر طریق برهان عقلی ، شهود قلبی و وحی قرآن را با هم تركیب می كند و شیوه ی یگانه در تحقیق فلسفی به وجود می آورد .

       7- سفر های چهار گانه عارف را توضیح دهید ؟

                 سفر اول←سفر از خلق خدا ( عالم ماده ) به سمت خدا←  عارف در این سفر از عالم ماده حركت می كند و  با سیر در عوالم

                 سفر دوم← جستجو در ذات حق و شناخت او←عارف در این سفر به كمك خدا به سیر در كمالات و اسماء و صفات خدا می پردازد .

                 سفر سوم ← بازگشت به سوی مردم جامعه←عارف در این سفر ضمن جدا نشدن از ذات خلق به میان مردم باز می گردد .

                 سفر چهارم ←سفر همراه مردم به سوی خدا←این سفر عارف به منزله ی كمك به مردم برای پیمودن مسیر كامل است در حقیقت عارف مردم را به سوی آنچه خود در سفر اول گذرانیده است هدایت می كند .

    8- الف: ملاصدرا مسائل فلسفه را به چند دسته تقسیم می كند آن ها را نام ببرید ؟( سلوك ذهنی فیلسوف)

    مبحث اول : علم به احوال وجود و مسائل عام فلسفه

    مبحث دوم : توحید و خدا شناسی وشناخت صفات الهی

    مبحث سوم :  مباحث افعال خدا جریان فیض هستی و مراتب عقول و ...

    مبحث چهارم:  مباحث نفس و معاد

    ب:  مباحث چهار گانه افسار اربعه با كدام سفره های چهار گانه عرفانی مطابقت دارد ؟

                   1- علم به احوال وجود             سفر اول

                   2- توصیه و خدا شناسی صفات الهی              سفر دوم

                   3- مباحث افعال خداوند و جریان فیض هستی       سفر سوم  

                   4- مباحث نفس و معاد          سفر چهارم

    9-  توضیح دهید مقصود عرفا از ‹‹ سفر من الحق الی الخلق باالحق ›› چیست و معادل كدام مبحث فلسفی ملاصدرا است ؟

    سالک در این سفربه سوی خلق ( مردم ) باز می گردد اما این بازگشت به منزلی جدایی از حق نیست     و این سفر معادل مباحث افعال خدا و جریان فیض هستی و مراتب عقول در فلسفه ملا صدرا است.  (   مبحث سوم )

    * درس یازدهم *

    1-2-   پرسش  اصلی در بحث اصالت وجود چیست ؟ طرفداران اصالت وجود و طرفداران اصالت ماهیت ، در مورد وجود و ماهیت چه عقیده ای دارند ؟

      وقتی فلاسفه یك موجود را بررسی می كنند دو  مفهوم را به آن نسبت می دهند . وجود و ماهیت  . بعضی از فلاسفه شی را ما به ازاء  وجود  می دانند و به اصطلاح می گویند اصالت با وجود است و بعضی دیگر اصالت را به ماهیت می دهند وجود را امری ذهنی و انتزاعی می دانند .

    3-سیر تاریخی بحث  اصالت  وجود را بنویسید ؟

     بحث اصالت وجود و ماهیت نخستین بار توسط میر داماد  طرح شده است ولی به اعتقاد اهل تحقیق مشائِیون به اصالت وجود و اشراقیون به اصالت ماهیت اعتقاد داشتند . ملاصدرا هم معتقد به اصالت وجود بود .

    5-آیا مفهوم وجود ، مشترك لفظی است یا معنوی ؟ با مثال توضیح دهید ؟

     مشترك  معنوی چون مفهوم وجود درباره ی هر چه به كار رود معنا ی یكسان دارد .

    5- اشتراك معنوی وجود چه نتیجه ای را بر دارد ؟

     این نتیجه را در بر دارد كه اشیا با آن كه از حیث خواص و آثار مختلف اند همه از آن جهت كه موجود اند یك حقیقت اند .

    6-نظریه تشكیك وجود(وحدت در عین كثرت و كثرت عین وحدت) را از نظر ملاصدرا با مثال توضیح دهید ؟

     هر چند حقیقت وجود یكی بیش  تر نیست اما این حقیقت شدت و ضعف دارد ( مانند نور)  یعنی حقیقتی مشكك است و اختلافی كه بین موجودات وجود دارد  ناشی از شدت و ضعف مرتبه وجودی آن هاست و همه آن ها  در اصل وجود با هم وحدت دارند در حقیقت تمام موجودات از حیث وجود وحدت دارند و كثرت  آن ها از حیث شدت و ضعف مرتبه ی  وجودی آنهاست.

    7-  به نظر ملاصدرا  ملاك نیازمندی معلول به علت چیست  به اختصار توضیح دهید ؟

     ملاك نیازمندی جهان معلول  كه علت را باید در ضعف و نقض  مرتبه وجودی آن دانست یعنی جهان دارای فقر وجودی است و همین فقر باعث نیازمندی آن  به علت است ( نظریه ی فقر جودی – یا امكان فقر ی)

    8- طبق نظریه  فقر وجودی ملاصدرا جهان چگونه می باشد ؟

     با توجه به نظریه فقر وجودی جهان هستی یک پارچه نیازمند ذات حق هستند و اگر خداوند لحظه ای عنایت خویش را از جهان بگیرد تمام جهان هستی محو و نابود خواهد می شود .

    9-  خدا شناسی در پرتو حركت جوهری ملاصدرا چگونه است ؟ توضیح دهید ؟

     در حكمت متعالیه وجود حقیقتی یگانه در كل جهان هستی است و ذات خدا شدیدترین و برترین مرتبه وجودی است كه وابسته به هیچ موجودی نیست و به هیچ قید و شرطی  مقید و مشروط نیست .

    10- جوهر و عرض را در اصطلاح فلسفی توضیح دهید ؟

    جوهر: آن جنبه از شی كه وابسته به خودش است و موضوع صفت های گوناگون  قرار می گیرد جوهر نام دارد .

    عرض: صفات و حالات اشیا كه به خود وابسته نیستند . مانند : رنگ ، بو ، مزه ، و ... عرضیات گفته می شود.

    11- حكمای پیش از ملاصدرا  حركت را در جوهر می دانستند یا در عرض ؟ دلیل آن ها را با ذكر مثال توضیح دهید ؟

    آن ها معتقد بودند در هر تغییر موجودات  جوهر شی هیچ تغییری نمی كند و  فقط عرضیات  شیی دست خوش تغییر می شوند و اگر جوهر تغییر كند شی نابود می شود زیرا جوهر حافظ و نگهبان هر شیی است .

    12- یكی از شبهاتی  كه در مورد حركت جوهری مطرح شده است ‹‹ شبهه ی  گم شده ی متحركت ››  است آن را توضیح دهید ؟

     در نگرش اصالت  ماهیت هر چیزی دارای ماهیت و جوهر است و همین جوهر و ماهیت است كه واقعیت  و عینیت دارد پس واقعیت هر چیز  در گرو  ماهیت آن است و تغییر و تبدیل  ماهیت موجب نفی و نابودی شی خواهد شد .

    13 -  الف : به نظر ملاصدرا  انكار حركت جوهری  از آثار عقیده به چیست ؟ توضیح دهید ؟

    ناشی از اعتقاد به  اصالت ماهیت  است .

    در نگرش اصالت ماهری هر چیزی دارای ماهیت و جوهر معینی است و همین  جوهر و ماهیت  است كه  واقعیت و عینیت دارد واقعیت هر چیز در گرو ماهیت آن است و تغییر و تبدیل ماهیت موجب نفی واقعیت شی خواهد شد .

    14-  موجود ثابت و موجود متغیر را از نظر ملاصدرا با مثال توضیح دهید ؟ 

    موجود ثابت :  موجودی كه در مرتبه ی تغییر ناپذیر و معینی دارد و از قوه و فعل مبرا  است و استعداد تغییر و حركت ندارد . چنین موجودی برتر از علم طبیعت است ( منظور فرشتگان است )

    موجود   متغیر :

     موجودی كه سراسر  تغییر و حركت است  و همیشه از یک مرتبه وجودی به سمت مرتبه بالاتر در حرکت و تغییر است و از ثبات  و قرار محروم است این موجود دارای ابعاد سه گانه ( طول ، عرض ، ارتفاع ) است ... ( یعنی تمام موجودات در عالم طبیعت ) .

    15- الف:  در پرتو حركت جوهری وجود انسان چگونه توصیف شود ؟

     وجود جهان در پرتو حركت جوهری  و وجود متكامل است كه از مرتبه ی ضعف رو به مرتبه شدت می رود . بر این اساس ،  انسان یک هویت ثابتی نیست كه دچار احوال كودكی تا پیری و مرگ شود بلكه  وجودی سیال است كه از پایین ترین درجات وجود یا اسفل سافلین تا برترین درجات یعنی نزدیکی به وجود حق تعالی و هم نشینی با ملكوتیان  و كروبیان عرصه تغییر و حركت اوست .

    ب: وجود جهان در پرتو حركت  جوهری چگونه  به نظر می آید و توضیح دهید كه هدف و غایت این حركت چیست ؟

     بر اساس اصل حركت جوهری ، هیچ نقطه ثابتی در جهان طبیعت یافت نمی شود  جهان یكپارچه در شور و در غوغاست و به شوق دست یافتن مراتب بالای  هستی ، خستگی ناپذیر است . وجود سیال  و گسترش یابنده ی جهان هدف و غایتی را می جوید كاروان جهان رو به سوی منزلی روان و این  سر منزل و غایت همان معاد و قیامت است .

    16- تکامل جهان را در پرتو حرکت جوهری توضیح داده و بنویسید این تکامل چه هدفی را به دنبال دارد؟

    تمام موجودات جهان در حال تغییر و تحول هستند و این تغییر و تحول از مرتبه ضعیف تر به سمت مرتبه شدید تر است و حرکت تمام موجودات به سمت تکامل در یک مرحله بر قیامت می رسد و قیامت نه تنها انسان بلکه همه کائنات را در بر می گیرد.

    آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 17:22
    ارسال دیدگاه
  • * درس نهم *

     

     1.  برخورد های  فكری عرفا و متكلمین  چه تاثیری در فلسفه اسلامی گذاشت ؟

      عرفان و كلام همیشه با مخالفت های خود با فلسفه اسلامی را رونق و تحرك بخشید و افق های تازه ای را پیش روی فلاسفه گشودند.

    2.  روش عرفانی چه تفاوتی با روش اشراق دارد ؟

      تفاوت اساسی روش عرفانی با فلسفه اشراق این است كه عرفا به استدلال و برهان چندان توجهی ندارند   و عارف همواره عقل را تحقیر می كنند و می خواهد با عشق و مجذوبیت به حقیقت هستی متصل شود .

    3.عارف با فیلسوف چه تفاوتی دارد؟

     فیلسوف می خواهد  جهان را فهم كند یعنی تصویری صحیح و  نسبتا جامع از جهان در ذهن خود داشته باشد  و خود جهانی شود عقلانی ولی  عارف به عقل و استدلال پای بند نیست و می خواهد با عشق و مجذوبیت به هستی متصل شود .

    4-  چرا محی الدین غربی را مظهر و نماینده ی كامل عرفان اسلامی می دانند ؟

    چون او. عرفان را به صورت  یك علم مدون در آورد .

    5- مظهر و نماینده كامل  عرفان اسلامی كیست و ملقب به چه نامی است ؟

     محی الدین عربی ملقب به شیخ اكبر

    6- تشابه و تفاوت روش كلامی و روش فلسفه را بنویسید ؟

     روش كلام و فلسفه هر دو بر استدلال عقلی استوارند  ولی فلسفه كل جهان هستی را بررسی می كند  و كلام اصول اعتقادی دین را .

    7-متكلمین بر چه اساسی است  و حكما كلام و فلسفه را چه نوع حكمتی می دانند؟

     بر اساس حسن و قبح عقلی  و حکما كلام را حكمت جدلی و فلسفه را حكمت برهانی  می نامند .

    8-  یك نمونه ازاستدلالات معتزله را درباره ی ثواب آخرت بنویسید ؟

    تكالیف دشوار دینی  فقط و فقط برای نفع و فایده ی ما وضع شده است و  نفع و فایده چیزی جز ثواب  اخروی نیست .  زیرا اول كه اگر هیچ غرضی در این تكالیف نباشد  عبث و بیهوده خواهد بود  و كار عبث و بیهوده ، زشت و قبیح است . ثانیا ممكن نیست كه این تكالیف  ها سود و فایده ای برای خداوند داشته باشد ، زیرا  خداوند از این قبیل اغراض منزه و پاك است . نتیجه می شود كه در این تكالیف ،  سود و فایده ای برای انسان نهفته است   اما این سود و فایده یا در دنیا نصیب مومن می شود یا در آخرت . مشاهده می كنیم كه مومن در دنیا به سود و فایده  ای نمی رسد و پاداش خود را نمی گیرد.  یعنی اگر سود تكالیف در دنیا باشد مومن به آن نمی رسد و جز مشقت نصیبی ندارد اما اگر این سود در آخرت هم به مومن نرسد ، پس  این هم قبیح و  زشت است . در نتیجه ، باید این سود و فایده در آخرت نصیب مومن شود و این البته حسن است و مطلوب .

    9-  جریان های فكری عالم اسلام را نام ببرید ؟

     فلسفه مشاء – اشراق – عرفان – كلام

    10-  جامع چهار جریان فكری عالم اسلام چه نام دارد و بانی آن كه بود ؟

     حكمت متعالیه و بنیان گذار آن ملاصدرای شیرازی است .

     

    آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 17:21
    ارسال دیدگاه
  • *درس هشتم*

    1-روش اشراقی چیست وچه تفاوتی با روش مشاء و روش عرفان دارد؟

    نوعی بحث از وجود داشت كه بحث از وجوداست كه استدلال عقلی را به سیر سلوك عرفانی همراه می سازد وتفاوت آن با روش مشا این است كه روش مشایی از عقل نظری فراتر نمی رود و عرفان بر استدلال وعقل بها نمی دهد ولی فلسفه اشراق عقل و ذوق عرفانی را در هم آمیخته است.

    2-سهروردی كسانی را كه در جستجوی معرفت هستند(مدراج دانایی)به چنددسته تقسیم میكند؟توضیح دهید؟

                          الف:عامه مردم:كسانی كه تازه شوق معرفت را یافته اند.

                         ب:فلاسفه مشا:

                                      1-كسانی كه به معرفت ظاهری رسیده اند.

                                       2-از ذوق وعرفان بی بهره اند.

                                       3-فارابی وابن سینا ازاین دسته بوده اند.

                         ج :عرفا:

                                     1-به استدلال وصور استدلالی توجهی ندارند مانند بوسهل،حلاج و...

                                     2-فقط با تزكیه نفس درون خود را به نور معرفت روشنی بخشیده اند.

                          د:حكیمان متاله:

                                    1-هم به صوربرهانی،وهم به اشراق و عرفان رسیده اند.

                                    2- انان جانشین خدا هستند وبی واسطه با خدا ارتباط دارند وریاست امت با انهاست.

    3-از نظر سهروردی حكیم متاله چیست؟

    کسی که در مسیر شناخت هم به صور برهانی رسیده و هم به عرفان دست یافته اوجانشین خداست وبی واسطه با خدا ارتباط دارد وریاست امت با اوست.

    4-منابع حكمت اشراق را نام ببرید؟

                        1-حكمت الهی یونان(فلسفه افلاطونی)           2-حكمت مشایی(ارسطویی)             3-حكمت زرتشت(ایران باستان)

    5-یكی از منابع حكمت اشراق«حكمت الهی یونان»است را توضیح دهید؟

    حکمت الهی یونان همان حکمت افلاطونی است

    فیلسوفان الهی یونان←فیثاغورث،امپدلكس،افلاطون

    سهروردی افلاطون راامام الحكم می داند ومقام افلاطون برتر از ارسطو می داند؛افلاطون را فیلسوف اشراقی می داند. و از اعتقادات او در فلسفه خود زیاد استفاده کرده است

    6- یكی از منابع حكمت اشراق حكمت مشاء است آن را توضیح دهید ؟

     منظور  از حكمت مشایی ( ارسطویی) آثار فلسفی ابن سینا و آثار فلسفی فارابی و ارسطو   است

    7- یكی از منابع حكمت اشراق حكمت ایران باستان است آن را توضیح دهید ؟

    1-سهروردی  زرتشت را حكیم فاضل می داند .

    2- بخشی از فلسفه  اشراق كه بر مبنا ی  حقیقت نور استوار است از حكمت  زرتشت گرفته شده است .

    8- حقیقت واحد را از نظر سهروردی توضیح دهید ؟

     از دیدگاه سهروردی حقیقت یكی بیش تر نیست و آن هم منسوب به ذات حق است  حقیقت مانند خورشید است كه هر چه شعاع هایش بیش تر می شود خودش بیش تر از یكی نمی شود ( خورشید واحدی است که به جهت کثرت مظاهرش تکثر نمی یابد)

    9- معنای اشراق را نوشته و بنویسید سهروردی كدام منحنی را در نظر داشته است ؟

    یكی به معنای نورانیت روشنایی . یكی به معنای محل تابیدن نور ( جغرافیای مشرق) و سهروردی در فلسفه خویش هر دو معنا را مد نظر داشته است .

    10- مقصود سهروردی از مشرق ، مغرب كامل  و مغرب وسطی چیست توضیح دهید ؟

     مشرق ←محل تابیدن نور

    مغرب كامل← عالم دنیای مادی كه تاریكی محض است .

    مغرب وسطی ← عالم افلاك و ستارگان مرئی كه در آن نور و ظلمت به هم آمیخته است .

    11- آفرینش و اشراق را از نظر سهروردی توضیح دهید ؟

    ذات نخستین نور مطلق یعنی خدا پیوسته نور افشانی ( اشراق) می كند و بدین ترتیب متجلی می شود و همه چیز ما را به وجود می آورد  و با اشعه ی خود به آن ها حیات می بخشد .

    12- قاعده امكان اشرف را با مثال توضیح دهید و بنویسید ؟  از این قاعده چه استفاده ای می شود ؟

     سهروردی با مشاهده ی عالم ماده بر اساس قائده ی امكان اشرف عالم های بعد از این دنیا ( عالم ملكوت – جبروت) را ثابت كرد چون این عوالم برتر ( اشرف)  از این دنیا هستند و تا آن ها وجود پیدا نكنند این دنیا موجود نخواهد شد ، حال كه این دنیا ( عالم غیر اشرف)  موجود است ثابت می شود حتما قبل از این دنیا ماده عالم  های دیگر ( غیر مادی ) قبلا وجود یافته اند .

    13- انوار قاهر را از نظر سهروردی  توضیح دهید ؟

                    1- مجموعه  فرشتگان كه عالم هستی را پر كرده اند  و شیخ هر كدام را نور قاهر می نامند .

                    2- این انوار نسبت به هم جنبه ی علیت بخشی دارند .

                    3- رابطه آن ها  رابطه ی طولی است ( در طول یك دیگرند ) .

                    4 -  واسطه فیض خداوند به عالم پایین تر هستند .

    14.  ارباب انواع را از نظر سهرودی  تضیح دهید ؟

                   1. تعداد بی شماری از نوار ها ی  قاهر  كه در یك طبقه از عوالم فرشتگان قرار دارند .

                   2.  این انوار هم رتبه و هم درجه اند .

                   3.  رشته عرضی از انوار هستند كه نسبت به هم جنبه علیت بخشی ندارند .

                   4.  تدبیر امور عالم به دست آن  هاست (ارباب انواع  همان  مثل افلاطونی هستند .)

    15. انواع   مدبر ( انواع  اسپهبدیه ) را از نظر سهروردی توضیح دهید .

     عالم ارباب  انواع كه رشته  متوسط از فرشتگان هستند و طبیعت با وساطت آن ها  تدبیر می شود و انوار مدبر نام دارند .

    16.  فلسفه مشا ء  و فلسفه اشراق عالم مجردات را چگونه  توصیف می كنند ؟

    فلسفه ی مشا ء عالم مجردات به عالم عقول تدبیر می كرد به صورت طولی در عالم حضور  داشتند ولی فلسفه  اشراق تمام عالم مجردات به نور  تعبیر می كند .

    17-  سهروردی با اثبات عالم مثال چه تاثیری در فلسفه اسلامی گذاشت ؟

     سهروردی با اثبات عالم مثال بسیاری از مشكلات فلسفه را حل كرد مانند تجرد بعد خیال ،  اتحاد عالم و معلوم،  معاد جسمانی

    18-  ارتباط انوار ( موجودات ) را از نظر سهروردی توضیح داده و بنویسید بر این اساس مخلوقات چگونه پدید می آیند ؟

     همه مخلوقات در پرتو ذات حق پدید می آیند و حب نور الانوار به ذات نورانی خویش به تجلیات این نور نیز گسترش می یابد و شعاع درخشان نور الانوار همه مخلوقات را پدید می آورد .

    19-  چرا علم ما به موجودات نمی تواند  غیر مستقیم باشد ؟

     تا صورتی از  شی  نزد ذهن حاصل نشود ،  ما نمی توانیم به آن علم پیدا كنیم .

    20-  علم حصولی و علم حضوری را تعریف  كرده و رابطه ی آن دو را بنویسید ؟

     علم حصولی :  علم ما به اشیا ء بیرون كه بواسطه صورت های ذهنی آن ها در ما ایجاد می شود .

    علم  حضوری :  علم به صورت های ذهنی خودمان و حالات روحی و روانی و احساسات خودمان  كه بی واسطه نزد ما حاضر است علم حضوری است .

    21-   معلوم بالذات و معلوم بالعرض را با ذكر مثال توضح دهید ؟

     معلوم بالذات :  آنچه به طور مستقیم برای ما آشكار است  و ما بی واسطه به آن ها علم داریم برای ما معلوم بالذات است یعنی ما هر وقت بخواهیم می توانیم بدون حضورشان آن ها بشناسیم . مانند :  تمام صورت های ذهنی خودمان . علم ما به صورت ذهنی گل سرخ .

    معلوم بالعرض : آن چه خودش نزد ما حاضر نیست  و اگر بخواهیم نسبت به آن ها علم پیدا كنیم به واسطه صورت هایی است كه از آن ها در ذهن ما وجود دارد پس آن ها معلوم بالعرض هستند مانند : علم ما به خود گل سرخ در عالم بیرون .

    22- علم به نفس و احوال آن را از نظر سهروردی  توضیح دهید ؟ 

     ما نسبت به نفس خودمان بدون واسطه آگاهی داریم  یعنی نفس ما و تمام حالات و احساسات  روحی ما برای ما معلوم بالذات و ما با علم حضوری نسبت به آن ها آگاهی داریم .

    23-  اشراق نفس را از نظر سهروردی توضیح دهید ؟

     نفس انسان یكی از انوار مجرد است و هر شناخت و ادراكی در سایه ی نورانیت نفس حاصل می شود و همین اشراق نفس است برای خود .

    24-  از نظر سهروردی مشرق اصغر و اكبر  چیست و سفر معنوی انسان از مشرق  اصغر به مشرق اكبر چگونه است ؟

     هر گاه انسان در مسیر كمال قرار گیرد  نفس او همچون مشرقی می گردد ( مشرق اصغر ) و پیوسته از مشرقی به سمت مشرق بالا تر در حركت است تا به مشرق اكبر یا نورا نیت محض و قرب  نورالانوار برسد.

    25- چهار اهمیت فلسفه ی اشراق را توضیح داده  تاثیر هر كدام را بنویسید ؟

                1- فلسفه اشراق ، فلسفه را از علوم طبیعی بخصوص علم هیئت  و نجوم مستقل ساخت .

                2.  عالم مثال یا ملكوت را  میان عالم ماده و عالم عقول ثابت كرد .

                3.  به علم حضوری بیش از علم حصولی توجه نشان داد .

                4.  روان شناسی ( علم النفس) را از علوم طبیعی  جدا كرد و سیر نفس  در عالم مجردات مورد توجه قرار گرفت و نفس روان انسان به عنوان  یك موجود مجرد از اقسام وجود  شناخته شد .

    آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 17:20
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 6 1 2 3 4 5 6