منوی اصلی
دانشگاه فرهنگیان قزوین
انجمن علم فرهنگ(تربیت معلم قزوین)
  • محمد رحمانی یکشنبه 27 آبان 1397 22:41 نظرات ()
    http://aboumoslem.ir//Photoalboum/00_Ezdevaj_haz_khadijeh_sa/004.jpg

    زدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه سلام الله علیها

    پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم 15 سال قبل از هجرت با حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها ازدواج نمودند[1]. از احادیث شیعه و اخبار عامه معلوم میشود که حضرت خدیجه بنت خویلد بن اسد, در علم و اطلاع به کتب آن زمان معروف بوده است. او از زنان قریش, علاوه بر کثرت اموال و املاک وتجاراتی که داشت, به عقل و کیاثت نیز مزیت داشت و در آن زمان او را طاهره, مبارکه, سیده نسوان و ملکه بطحاء میگفتند. او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را میکشید و همیشه از علما علایم نبوت آن حضرت را جویا میشد.

    هنگامی که خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب شد, اول از مهر نبوت سُوال کرد و آن را زیارت کرد اشعار فصیح او در مدح رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و کمال محبتش به آل عبدالمطلب مشهور است که کاشف از علم و ادب و محبت اوست. در همان روزی که آن حضرت مبعوث به رسالت شد جناب خدیجه سلام الله علیها ایمان آورد.

    حضرت خدیجه سلام الله علیها از مال خویش و میراثی که به او رسیده بود به صورت مضار به تجارت می نمود. چندی نگذشت که از بزرگان تجار شد به گونه ای که هشتاد هزار شتر زبر بار تجارت او بودند و هر روز اموال او زیادتر میشد. بر بام خانه او قبه ای از حریر سبز با طنابهای ابریشم با تمثالی چند بود که این علامت جلالت آن مخدره بود.

    افراد زیادی مانند عقنه بن ابی معیط و ابن ابی شهاب که هر یک چهارصد کنیز و غلام و خدمتکار داشتند, و ابوجهل و ابوسفیان و دیگر بزرگان عرب آن روز به خواستگاری آن حضرت آمدند؛ ولی آن حضرت قبول نفرمودند. سرانجام خود حضرت خدیجه سلام الله علیها, پیشنهاد ازدواج به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دادند و این ازدواج با آداب و مراسم خاصی انجام شد.

    خداوند دو پسر به نامهای قاسم و عبدالله که به انها طیب و طاهر هم میگفتند, و چهار دختر به نامهای ام کلثوم و زینب و رقیه و فاطمه سلام الله علیها به آن دو بزرگوار عنایت فرمود.

    در کرامت و بزرگواری ایشان همین بس که آن حضرت مادر حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها ام الایمه المعصومین علیهم السلام و همسر امیرالمومنین علیه السلام و جده حضرات معصومین علیهم السلام است.

    حضرت خدیجه سلام الله علیها بیست و چهار سال یک ماه با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زندگی کرد, و تا آن حضرت زنده بود پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم همسر دیگری اختیار نفرمود. همچنین حضرت خدیجه سلام الله علیها جمیع اموال خود را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم واگذار کرد.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 27 آبان 1397 22:44
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی یکشنبه 27 آبان 1397 22:38 نظرات ()
    • آغاز هفته وحدت و تبریک سالروز ولادت پیامبر گرامی اسلام (ص)


    اهل سنت، دوازدهم ماه ربیع الاول و شیعیان هفدهم این ماه را سالروز ولادت پیامبر گرامی اسلام (ص) می‎دانند.

    حضرت امام خمینی (ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که خود از منادیان وحدت در جهان اسلام بودند، از این مساله برای اتحاد و نزدیک شدن گروه‌های اسلامی استفاده کردند و فاصلۀ بین این دو تاریخ ( 12 تا 17 ربیع الاول) را "هفتۀ وحدت" نام‎گذاری کردند.

    این هفته، فرصت مناسبی است تا ضرورت همبستگی و یک‎دلی جهان اسلام به ویژه در این زمان پُر از فتنه و آشوب، با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.

    اگرچه مسلمانان از مذاهب مختلف در برخی آراء و احکام اختلاف نظر دارند، اما دارای اشتراک‎های متعدد چون باور به خدای واحد، کتاب آسمانی، پیامبر و قبلۀ یکسان نیز هستند.

    همچنین مسلمانان بر انجام عبادات مهمی چون نماز، روزه، حج، زکات و غیره اتفاق نظر دارند.

    صدای جمهوری اسلامی ایران رادیو دری، در آغاز هفتۀ مبارک وحدت که مزین به ولادت پیامبر گرامی اسلام است، این مناسبت فرخنده را به همه مسلمانان جهان تبریک می‎گوید.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 27 آبان 1397 22:35
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی پنجشنبه 24 آبان 1397 23:49 نظرات ()

    برخی از کاربران محترم  دچار مشکل تغییر متون نرم افزار ها به علامت سوال شده اندو به جای مشاهده نمودن متن به صورت فارسی علامات و نشانه را مشاهده می کنند.

    برای برطرف نمودن این مشکل دو راه وجود دارد.

    ۱-به آدرس زیر رجوع نمایید و دستورات لازم را طبق آدرس انجام دهید:

      control panel  –  region and language  –  formats  –  persian

    ۲-مجددا به این آدرس رجوع فرمایید و زبان سیستم را به فارسی تغییر دهید:

    control panel – region and language –  administrative – change system locale – persian

    لازم به ذکر است،هنگامیکه یکی از دستورات فوق را اجرا نمودید،سیستم خود را مجددا راه اندازی کرده و نرم افزار را اجرا نمایید.

    در صورت عدم برطرف شدن مشکل دستور شماره ۲ را نیز اجرا نمایید(هر دو روشاجرا شود).دو مرتبه سیستم خود را راه اندازی نموده تا مشکل برطرف شود.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 آبان 1397 23:57
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی دوشنبه 21 آبان 1397 13:18 نظرات ()

    بررسی مفاهیم نمادین رنگ در پوشاک و منسوجات شاهنامه فردوسی (مطالعه موردی ، رنگهای سیاه،سپید،سرخ و زرد)

    چکیده:
    پژوهش حاضر به مطالعه مفاهیم نمادین رنگ در پوشاک و منسوجات شاهنامه پرداخته است و از بینرنگها، چهار رنگ (سیاه، سپید، سرخ و زرد) که آمار بیشتری را در شاهنامه به خود اختصاص دادهاست انتخاب شد. با توجه به اینکه رابطه معناداری میان کاربرد رنگ در پوشاک و منسوجات باشخصیتها و وقایع داستان دیده میشود بطوری که درفش و خیمه هر پهلوان با رنگ ویژه ای ظاهرمیشود و این همه قابلیت تأویل نمادین پیدا میکند پژوهشگر بر آن شد تا به مطالعه و ارتباط اینمفاهیم بپردازد. چگونگی بهره بردن فردوسی از رنگ در پوشاک و منسوجات شاهنامه و ارتباط آن بامفاهیم نمادینی که هر رنگ در شاهنامه دارد پرسشهایی هستند که در این پژوهش به آن پرداختهشده است. به طور کلی یافتههای این پژوهش به استخراج واژگان رنگی و جانشینان آن و دفعاتکاربرد هر رنگ منجر و در پی آن مفاهیم نمادین چهار رنگ ذکر شده در پوشاک و منسوجاتشاهنامه مورد مطالعه قرار گرفت و اطلاعات ضروری تحقیق از روش توصیفی - تحلیلی که شاملمطالعه اسنادی است، جمعآوری شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که بکارگیری رنگ در پوشاکو منسوجات شاهنامه بصورت نمادین و با توجه به ویژگی شخصیتهای داستان صورت گرفته است .

    پدیدآور: نرجس مقدسی استاد راهنما: عباس نامجو
    دانشگاه علم و فرهنگ تهران، دانشکده هنر و معماری
    آخرین ویرایش: دوشنبه 21 آبان 1397 00:17
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی یکشنبه 20 آبان 1397 22:38 نظرات ()
    عرفانِ نا ـ زاهدانه یا رندانۀ حافظ البته چیزی نیست که در فضای فرهنگ زاهدنمای ما تاب آوردنی باشد. زیرا در فرهنگ ما عرفان و زهد همیشه هم عنان بوده اند، حتی در میان آنانی که با نمادآوری عرفانی به ظاهر انکار زهد کرده اند (که با عاشقی ناسازگار است) از این رو، این عرفان دلیرانه می گوید: «آلوده گشت خرقه ولی پاکدامنم» و یا «غرقه گشتیم و نگشتیم به آب آلوده» با همه ستیزۀ بنیانی که با زهد و زاهدی دارد، سرانجام می بایست دوباره به دام زهد افتد و شعر تر پر از بازیگوشی او در زیر فشار تفسیر مکانیکی زاهدانه از نو خرقۀ زهد بپوشد و معنای زاهدانه به خود بگیرد تا به جایی که نه تنها شیخ خانقاه که شیخ سجاده نشین و منبرنشین نیز دم از مستی و رندی زند و شعر «عرفانی» بگوید و از دست برداشتن از مستی توبه کند! این یعنی باز بردن حافظ از «میخانه» به خانقاه و مسجد و نشاندن او بر سر سجادۀ زهد که شش قرن پس از او ادامه داشته است.

    رندی افقی دیگر از رفتار و اخلاق را نیز می گشاید که با رفتار و اخلاق رسمی اهل مدرسه و خانقاه هیچ سازگار نیست. بنابراین، این مفهوم، پس از درآمیختگی مکتب شرقی و غربی در قلمرو زبان فارسی بیش از همه به دست آنان کژ و کوژ شده است تا در دیدگاه زاهدانۀ ایشان بگنجد.

    رندی آن قلمروی از آزاده جانی و آزاداندیشی است که در متن یک فرهنگ دینی از راه تأویل کلام و حیاتی بدان می توان رسید. حافظ منطق وجودی انسان را چنان که از گزارش تأویلی قرآن بر می آید، تا نهایت دنبال می کند و تا بدان جا می کشاند که هیچ کس دیگری پیش و پس از او در پهنۀ فرهنگ ایرانی نکرده است و از این راه است که او از عالم رندی سر در می آورد که رویاروی عالم زهد است. او در واقع بساط فرهنگ چند صد سالۀ زهد را در پشت سر خود واژگون می کند و چشم اندازی از جهان را پیش رو می آورد که تنها او و رندانی چون او جرأت زیستن در آن و با منطق آن را دارند و اگر دید زاهدانه و منطق زاهدانه دوباره با زور تفسیرهای خود او را در سیاه چال خود بلعیده است، هیچ جای شگفتی نیست، زیرا زهد، و به ویژه زهد ریا، اساس فرهنگ ماست". (هستی شناسی حافظ، ص۲۰۸ ).

    دکتر بهاء الدین خرمشاهی درباره رند و رندی ضمن برشمردن آرا و نظریات دیگران

    می آورد:

    " دومین و از نظر مرتبه و اهمیت چه بسا اولین پیام و دستاورد حافظ در جنب عشق، رندی است. عشق در شعر فارسی، بر ساختۀ او نیست، برکشیدۀ اوست، اما رندی هم بر ساخته و هم برکشیدۀ اوست. رند و رندی مانند پیر مغان و خرابات مغان از آفریده های طبع حافظ و از افزوده های او به جهان شعر و شعر جهان است" .
    آخرین ویرایش: جمعه 18 آبان 1397 22:37
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی یکشنبه 20 آبان 1397 22:37 نظرات ()
    رند، واژه ای فارسی است به معنای زیرک، حیله گر، منکر، بی قید و لاابالی، بی سر و پا و آن که پایبند آداب و رسوم عمومی و اجتماعی نباشد و مصلحت اندیشی را انکار کند و هرچه پیش بیاید انجام دهد و بگوید.

    در اصطلاح تصوف، کسی است که ظاهر خود را در ملامت دارد و باطنش سالم باشد و نیز، دوستدار ذاتی که از التفات به غیر خدا آزاد گشته است، به تمامی گرفتار او شده، جز او کسی را نشناسد و جز او نبیند و نیندیشد.

    او کسی است که تمام رسوم ظاهری و قید و بندهای معمول را رها کرده و محو حقیقت شده باشد، اسرار حقیقت را دریافته و شریعت و طریقت را طی کرده باشد و به عبارت دیگر، به هیچ قیدی جز خدا مقید نباشد. واژۀ رند در تاریخچۀ خود سه مرحله را پشت سر گذاشته است:

    در مرحلۀ اول، این واژه معنایی منفی دارد.

    در مرحلۀ دوم، در متون عرفانی (به ویژه شعر) شخصیتی مطلوب دارد و برخی از خصوصیات ناپسندِ وی، مثل باده پرستی و لاابالی گری، مظهر وارستگی و سرمستی و رهایی از بندِ تعلقات می شود و این فحوای مثبت در شعر حافظ به اوج شکوفایی خود می رسد، به گونه ای که رند و رندی از واژه های نهادین شعر او به شمار می آید.

    در مرحلۀ سوم، رند دوباره معنایی منفی می یابد، چنان که امروزه در ایران رند به آدمی فرصت طلب گفته می شود که جز به سود خود و زیان دیگران به چیز دیگری نمی اندیشد و ترکیباتی از آن نیز، مانند کهنه رند و مردِ رند و خرمرد رند، کاربرد دارد.

    شماری از ترکیباتی که با واژۀ رند در شعر فارسی به کار رفته، چنین است: رند اوباش، رند بازاری، رند بی سر و پا، رند پارسا، رند جامه سوز، رند جرعه نوش، رند خداشناس، رند خرابات، رند ره نشین، رند صاحبدل، رند قلندر، رند لاابالی، رند لوند، رند مفلس قلاش و رند میکده.


    آخرین ویرایش: جمعه 18 آبان 1397 22:38
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی یکشنبه 20 آبان 1397 22:36 نظرات ()
    رند، واژه ای فارسی است به معنای زیرک، حیله گر، منکر، بی قید و لاابالی، بی سر و پا و آن که پایبند آداب و رسوم عمومی و اجتماعی نباشد و مصلحت اندیشی را انکار کند و هرچه پیش بیاید انجام دهد و بگوید.

    در اصطلاح تصوف، کسی است که ظاهر خود را در ملامت دارد و باطنش سالم باشد و نیز، دوستدار ذاتی که از التفات به غیر خدا آزاد گشته است، به تمامی گرفتار او شده، جز او کسی را نشناسد و جز او نبیند و نیندیشد.

    او کسی است که تمام رسوم ظاهری و قید و بندهای معمول را رها کرده و محو حقیقت شده باشد، اسرار حقیقت را دریافته و شریعت و طریقت را طی کرده باشد و به عبارت دیگر، به هیچ قیدی جز خدا مقید نباشد. واژۀ رند در تاریخچۀ خود سه مرحله را پشت سر گذاشته است:

    در مرحلۀ اول، این واژه معنایی منفی دارد.

    در مرحلۀ دوم، در متون عرفانی (به ویژه شعر) شخصیتی مطلوب دارد و برخی از خصوصیات ناپسندِ وی، مثل باده پرستی و لاابالی گری، مظهر وارستگی و سرمستی و رهایی از بندِ تعلقات می شود و این فحوای مثبت در شعر حافظ به اوج شکوفایی خود می رسد، به گونه ای که رند و رندی از واژه های نهادین شعر او به شمار می آید.

    در مرحلۀ سوم، رند دوباره معنایی منفی می یابد، چنان که امروزه در ایران رند به آدمی فرصت طلب گفته می شود که جز به سود خود و زیان دیگران به چیز دیگری نمی اندیشد و ترکیباتی از آن نیز، مانند کهنه رند و مردِ رند و خرمرد رند، کاربرد دارد.

    شماری از ترکیباتی که با واژۀ رند در شعر فارسی به کار رفته، چنین است: رند اوباش، رند بازاری، رند بی سر و پا، رند پارسا، رند جامه سوز، رند جرعه نوش، رند خداشناس، رند خرابات، رند ره نشین، رند صاحبدل، رند قلندر، رند لاابالی، رند لوند، رند مفلس قلاش و رند میکده.


    آخرین ویرایش: جمعه 18 آبان 1397 22:34
    ارسال دیدگاه
  • درقاموس حافظ رندی کلمه پربار شگرفی است این کلمه درسایر فرهنگ ها و زبان های قدیم و جدید جهان معادل ندارد رند تا کمی بیش از حافظ و بلکه حتی در زمان او هم معنای نامطلوب و منفی داشته است. معنای اولیه رند برابر با سفله و اراذل و اوباش بود از آن جا که حافظ نگرش «ملامتی» داشت و هر نهاد یا امر مقبول اجتماعی و همچنین هر نهاد و یا امر مردود اجتماعی را با دیدی انتقادی و ارزیابی دوباره می سنجید با تأسی و پیروی به سنایی و عطار، رند را از زیر دست و پای صاحبان جاه و مقام بیرون کشید و با خود هم پیمان و هم پیمانه کرد.
    آخرین ویرایش: جمعه 18 آبان 1397 22:32
    ارسال دیدگاه
  • اُبستروکسیون (به فرانسوی: Obstruction) یا نصاب‌شکنی[۱] عدم حضور عمدیِ گروهی از نمایندگان مجلس در هنگام رأی‌گیری، به‌قصدِ از اکثریت انداختن مجلس و جلوگیری از تصویب یک لایحه یا طرح است.

    در سیاست، استفادهٔ سامانمند از عدم حضور عمدیِ گروهی از نمایندگان در هنگام رأی‌گیری به‌عنوان یک حربه به‌کار گرفته می‌شود.

    معنای لغوی «آبستراکسیون»، ممانعت است، و در چارچوب مجلس به عمل یا کوشش اقلیتی از نمایندگان پارلمان برای جلوگیری از اخذ تصمیم و تصویب قانون، با استفاده از ابزار قانونی گفته می‌شود؛ این جلوگیری می‌تواند با استفاده از ارائهٔ نطق‌های پیاپی، طرح موارد وقت‌گیر در زمان رأی‌گیری و خروج از صحن مجلس برای از اکثریت انداختن مجلس و لغو دستور یا لایحهٔ مورد بحث صورت می‌گیرد.

    در معنای وسیع‌تر، نصاب‌شکنی یا آبستراکسیون به مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که گروهی از نمایندگان مجلس یا پارلمان یک کشور برای جلوگیری از تصویب یا نهایی شدن یک تصمیم و قانون در نشست رسمیِ نمایندگان در پیش می‌گیرند. ترک نشست علنیِ مجلس و در نتیجه نرسیدن تعداد نمایندگان حاضر به حد نصاب قانونی برای برگزاری نشست ازجملهٔ این اقدامات است.[۲]


    1. «نصاب‌شکنی» [علوم سیاسی و روابط بین‌الملل] هم‌ارزِ «obstruction»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی، «فارسی»، در دفتر دوم، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ‎۹۶۴-۷۵۳۱-۳۷-۰ (ذیل سرواژهٔ نصاب‌شکنی1)

    2. http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/11/121104_mgh_iran_majlis_ahmadinejad_row.shtml

    آخرین ویرایش: جمعه 18 آبان 1397 21:19
    ارسال دیدگاه
  • تاتی

    گویش‌های زبان تاتی ایران از دسته زبان‌های ایرانی شاخه شمال باختری هستند. گویش‌های این زبان روزگاری از آذربایجان تا شمال خراسان گسترده بود ولی امروزه با ترک‌زبان و فارسی‌زبان شدن بخشی از شمال‌ باختری ایران تنها جزیره‌هایی از گویش‌های تاتی در منطقه به جا مانده ‌است.

    بزرگ‌ترین این جزیره‌ها در جنوب استان مرکزی و استان قزوین، استان البرز یعنی شهرستان‌های زرندیه و تاکستان و بوئین‌زهرا و شهر اشتهارد و شهرستان طالقان و شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان دیده می‌شوند.


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 37 1 2 3 4 5 6 7 ...