دانشگاه فرهنگیان قزوین
انجمن علم فرهنگ دانشگاه فرهنگیان قزوین 
نظر سنجی
نظر شما درباره انجمن علم فرهنگ چیست؟







در مورد وظایف و برنامه های پانتركیست ها در دوران جدید پس از جنگ سرد و استقلال كشورهای آسیای میانه و قفقاز، بحثهای زیادی در محافل پان تركیستی در داخل تركیه، در جمهوری آذربایجان و خارج از این مناطق صورت گرفته است. اما هیچكدام از این بحث ها به اندازه پیشنهادات صبری بدرالدین برای پان تركیست ها جذابیت نداشته است. می توان پس از ضیاءگوك آلپ، بدرالدین را مهمترین ایدئولوگ جریان پان تركیستی دانست. او در یكی از مقالات بسیار مهم خود كه در برگیرنده استراتژی پان تركیست ها برای دستیابی به وحدت تركیه، قفقاز، مناطقی از ایران، افغانستان و كلیه جمهوری های آسیای میانه و بخش های شرقی چین است، ضمن نگاهی به گذشته پان تركیسم، می گوید كه تا سال 1991 (فروپاشی شوروی)، پان تركیسم تنها به عنوان یك ایدئولوژی وجود داشت اما پس از آن، اقدام های عملی برای آغاز مرحله نهادی جنبش پان تركیسم آغاز شد. تشكیل «مجمع خلق های ترك» (TPA ) با شركت كشورهای ترك زبان تركیه، قفقاز، كشورهای آسیای میانه و گروههای ترك زبان سایر كشورها، نخستین گام در این جهت بود. این مجمع جلساتی را هر سال در پایتخت های كشورهای مذكور تشكیل داد، در آن مسایل جهان ترك به بحث گذاشته می شود. خلاصه استراتژی آینده ی پانتركیسم، آنگونه كه توسط بدرالدین مطرح شده است، به شرح زیر است:

از آن جا كه كشورهای دارای اقلیت های عمده ترك زبان در روسیه، چین، ایران، بلغارستان، یونان و افغانستان، نسبت به هر گونه حركت در رابطه با وحدت ترك های جهان حساس هستند و آن را در مورد تمامیت ارضی خود نوعی اقدام دشمنانه تلقی می كنند، پانتركیست ها باید بسیار محتاط عمل كنند، تا دشمنی این كشورها و نیز جهان عرب را برنیانگیزند. بدرالدین یك شیوه تدریجی را براساس آنچه كه او «اصل ختنه» (Principle of circumcision) می خواند توصیه كرده و كاربرد آن را مدنظر قرار میدهد. به نظر او در دوران قبل از ختنه، كودك را با اسباب بازی و شكلات و شیرینی سرگرم می كنند تا موعد مقرر فرا رسد و ضربه ناگهانی در اوج بی خبری كودك وارد شود. در این لحظه اجتناب ناپذیر، گریه كردن و مقاومت بیهوده است چون در واقع كار از كار گذشته است.

 وی یك استراتژی سه مرحله ای را برای رسیدن به آنچه كه ایجاد « فدراسیون تركها» می خواند پیشنهاد می كنند:

1ـ در مرحله نخست پانتركیست ها بر ایجاد روابط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی میان تركها تاكید می كنند.

2ـ در مرحله دوم استحكام سیاسی در اولویت قرار خواهد گرفت، اما این استحكام سیاسی به شش كشور مستقل ترك روسیه سابق محدود خواهد بود.

3ـ مرحله سوم زمانی است (كه) حركت این كشورها به رهبری جنبش پانتركیستی، برای آزاد سازی خلق های ترك و اتحاد سیاسی آنها از قید استعمار در روسیه (تاتارها، یاقوت ها و ...) چین (اویغورها)، ایران (آذربایجانی ها)، و غیره، آغاز خواهد شد. بدرالدین به دلیل حساس بودن دنیای غرب، روسیه و كشورهای منطقه به اقدامات تركیه، تاكید می كند در عین اینكه تركیه یك نقش محوری و رهبری كننده را در جریان پانتركی به عهده دارد اما در مراحل اولیه ادغام و اتحاد تركها، باید با احتیاط تنها بر جنبه فرهنگی رهبری تركیه تاكید كرد.

[ چهارشنبه 18 مرداد 1396 ] [ 21:31 ] [ آقای امیرحسین خانی ]

 در سده‌های نخستین اسلامی ترکان ماورای قفقاز -که ایرانی‌ها به آن‌ها خزر می‌گفتند- مجدداً تلاش‌های خود را برای ورود به درون اران و آذربایجان از سرگرفتند و چندین تلاش آن‌ها توسط سپاهیان خلافت عربی عقب رانده شد. در سال ۱۷۸ خورشیدی یک جمع بزرگ از خزرها از گذرگاه‌های قفقاز به درون اران سرازیر شده و دست به تخریب و کشتار زدند. هارون الرشید «خازم بن خزیمه» را به منطقه فرستاد و او آن‌ها را بیرون راند و دربندهای کوهستانی قفقاز را بازسازی کرد. البته این حمله‌ها را ناشی از تحریکات امپراتوری روم شرقی در جهت ایجاد دردسر برای خلیفه در مرزهای شمالی کشورش هم می‌دانند و آن را با تلاش‌های رومی‌ها برای بازپس‌گیری ارمنستان و بخش‌هایی از آناتولی که در اشغال عرب‌های مسلمان بوده، ارتباط می‌دهند.

نوشتهٔ تارخ‌نویسان سده‌های چهارم و پنجم هجری مانند ابوالفضل بیهقی و ابن اثیر نشان می‌دهد که ترکان غز در اواخر سدهٔ چهارم هجری در آذربایجان بوده‌اند. سلطان محمود غزنوی این گروه از ترکان را -که در ابتدا هواداری او را می‌کردند- از آن‌سوی سیحون به خراسان آورده بود؛ ولی بعدها سر به شورش و نافرمانی گذاشتند. گردیزی می‌نویسد: «ارسلان به سلطان گفت: این خطا بود که کردی. اکنون که آوردی همه رابکش و یا به من ده، انگشت‌های نر ایشان را ببرم تا تیر نتوانند انداخت.» به هر روی ایشان از خراسان رانده شدند و پس از چند سال آوارگی در ایران و زدوخوردهای فراوان در نواحی دیگر به آذربایجان رسیدند.

«چامچیان» -تاریخ‌نگار ارمنی- دربارهٔ جنگی که بین ایلات غز و شهریاران محلی آذربایجان (واسپوراکان) در سال‌های ۴۱۱ و ۴۱۲ هجری درگرفته، می‌نویسد: «در این سال ترکان که همچون سیل به آذربایگان رسیده بودند، روی به نواحی ارمنستان آورده به واسپوراکان درآمدند؛ دست به تاراج و تالان بگشاده، بسیار جاها پایمال ساختند.» همچنین محمدجواد مشکور دربارهٔ آمدن قبایل ترک به آذربایجان چنین می‌نویسد: «حوادث متناوب یکی بعد از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. بعد از سلجوقیان، دورِ سلسله‌جنبانی ترکان آتابای یا اتابکان آغاز و با نفوذ این اقوام و گسترش زبان ترکی، سیطرهٔ زبان آذری محدود و رفته‌رفته رو به کاهش نهاد.»

در زمان سلجوقیان ترک‌های بیش‌تری به آذربایجان روی آورده‌اند. با ادامهٔ تسلط ترکان در دوران اتابکان، باز هم عدهٔ ترک‌ها در آن سرزمین فزونی یافت و زبان ترکی رونق بیش‌تری گرفت. همچنین حکومت ترکمانان آق‌قویونلو و قراقویونلو و اسکان آن‌ها در آذربایجان، بیش از پیش موجب رونق زبان ترکی و تضعیف زبان آذری گردید. جنگ‌ها و عصیان‌هایی که در فاصلهٔ برافتادن و برخاستن صفویان پیش آمد، سربازان ترک بیش‌تری را به آذربایجان سرازیر کرد. وجود قزلباش‌های ترک نیز مزید بر علت شده و زبان ترکی را در آن سرزمین رونق بخشید.
»آذربایجان: سرزمین نگهبان آتش«

                                                                                                                                                 مرجع: https://fa.wikipedia.org/wiki/ویکی‌پدیا

[ شنبه 13 خرداد 1396 ] [ 10:47 ] [ آقای امیرحسین خانی ]
دکتر افشین یداللهی.png

میشه خدا رو حس کرد تو لحظه‌های ساده 
تو اضطراب عشق و گناه بی‌اراده 

بی‌عشق عمر آدم بی‌اعتقاد می‌ره 
هفتاد سال عبادت یک شب به باد می‌ره 

 

وقتی که عشق آخر تصمیمش‌و بگیره 
کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره 

ترسیده بودم از عشق، عاشق تر از همیشه 
هر چی محال می‌شد، با عشق داره میشه


عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه‌س 
از لحظه‌های حوا، هوا می‌مونه و بس 

نترس اگردل تو از خواب کهنه پاشه 
شاید خدا قصه‌تو از نو نوشته باشه


روحش شاد و یادش گرامی باد...




[ چهارشنبه 25 اسفند 1395 ] [ 20:29 ] [ آقای امیرحسین خانی ]
در صبح آشنایی شیرین مان تو را
گفتم که مرد عشق نئی! باورت نبود
 
در این غروب تلخ جدایی هنوز هم
می خواهمت چو روز نخست ولی چه سود؟
 
می خواستی به خاطر سوگندهای خویش
در بزم عشق بر سر من جام نشکنی
 
می خواستی به پاس صفای سرشک من
اینگونه دلشکسته به خاکم نیفکنی
 
پنداشتی که کوره سوزان عشق من
دور از نگاه گرم تو خاموش می شود؟
 
پنداشتی که یاد تو ،  این یاد دلنواز
در تنگنای سینه فراموش می شود؟
 
تو رفته ای که بی من تنها سفر کنی
من مانده ام که بی تو شب ها سحر کنم
 
تو رفته ای که عشق من از سر به در کنی
من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم
 
روزی که پیک مرگ مرا می برد به گور
من شب چراغ عشق تو را نیز می برم
 
عشق تو نور عشق تو عشق بزرگ توست
خورشید جاودانی دنیای دیگرم!
 


(از مجموعه: ابر و کوچه)


[ چهارشنبه 20 بهمن 1395 ] [ 22:03 ] [ آقای امیرحسین خانی ]

خداحافظ همین حالا،

همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تومی دید

اگه گفتم خداحافظ نه این که رفتنت سادست

نه این که می شه باور کرد دوباره آخر جادست

خداحافظ واسه اینکه نبندیم دل به رویا ها

بدونیم بی تو با تو همین جسم این دنیا ،

خداحافظ خداحافظ همین حالا خدا حافظ


                      

             

                                      نمی توان به جایی گریخت

حقیقت زیر چتر عادت پنهان است

حال که نه فرار دردی را دوا می کند و نه قرار                  

باید بر مدار صبر


سماعی مردانه کرد


از طرف امیرحسین خانی               


 


[ چهارشنبه 3 آذر 1395 ] [ 21:01 ] [ آقای امیرحسین خانی ]


- زمانی که کتاب شاخصی در جهان مطرح می‌شود، ناشران مختلف برای ترجمه و انتشار آن اثر هجوم می‌آورند و در سرعت انتشار آن با یکدیگر مسابقه می‌گذارند و دقت در ترجمه را فدای سرعت در انتشار می‌کنند. با وجود این‌که مترجمان شناخته شده در کار ترجمه بسیار کم‌اشتباه هستند، اما دلیل فشار ناشر برای رساندن هرچه زودتر ترجمه برای انتشار، اشتباهاتی نیز از این عزیزان دیده شده است.

- معمولا خود مترجمان و در ادامه ناشران برای انتخاب آثار و همچنین ترجمه‌ آن‌ها ضوابط و عرف فرهنگ کشور را درنظر می‌گیرند و پیش از ارسال ترجمه به ارشاد، بخش‌هایی که تناسب و تطابق با فرهنگ ما ندارد را اصلاح می‌کنند.

- طبیعتا افرادی که در وزارت ارشاد نیز مسئول بررسی کتاب‌ها هستند، برخی موارد و کلمات را هم مورد اصلاح یا حذف قرار می‌دهند، اما گاهی اصلاحیه‌ها و حذفیات فراتر از کلمات می‌رود و به پاراگراف‌ها می‌رسد؛ بله طوری‌که دیگر ماهیت کتاب و روال منطقی داستان به‌هم می‌ریزد و محصول این ارزیابی به هیچ‌وجه به متن اصلی وفادار نمی‌ماند.

- شرایط دنیای امروز باعث شده تا دسترسی افراد به انواع و اقسام اطلاعات در سراسر دنیا فراهم شود، بر این اساس محدود کردن برخی مفاهیم که مطمئنا در ظرفیت خوانندگان و جامعه ادبی ما می‌گنجد، دیگر نباید موضوعیتی داشته باشد.

گزیده ای از سخنان آفرین ذبیح‌مند، مدیر انتشارات «هونار» در گفتگو با ایبنا



[ جمعه 30 مهر 1395 ] [ 19:01 ] [ آقای امیرحسین خانی ]

Nietzsche187a.jpg


فریدریش ویلهلم نیچه ‏ (۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ - ۲۵ اوت ۱۹۰۰ فیلسوف، شاعر، منتقد فرهنگی، آهنگساز و فیلولوژیست کلاسیک بزرگ آلمانی و استاد لاتین و یونانی بود که آثارش تأثیری عمیق بر فلسفه غرب و تاریخ اندیشه مدرن بر جای گذاشته است. شالوده ی نوشته‌های نیچه از جدل‌ فلسفی، شاعری، نقد فرهنگی و قصه تشکیل شده و در کنار آن به طور گسترده‌ای نیز به هنر، لغت‌شناسی، تاریخ، دین و دانش پرداخته شده است. نوشته‌های او در عین آنکه سرشار از جملات قصار و گوشه کنایه است، شامل مباحث بسیار دیگری همچون اخلاق، زیبایی‌شناسی، تراژدی، معرفت‌شناسی، خداناباوری و خودآگاهی نیز می‌گردد.فریدریش نیچه پس از سالها آمیختن با دنیای فلسفه و بحث و جدال و ناکامی عشقی‌اش، ده سال پایان عمرش را در جنون به سربرد و در زمانی که آثارش با موفقیتی بزرگ روبه رو شده بودند او آنقدر از سلامت ذهنی بهره نداشت تا آن را به چشم خود ببیند.سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفاء از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار از دنیا رفت.

ادامه مطلب
[ شنبه 24 مهر 1395 ] [ 22:33 ] [ آقای امیرحسین خانی ]





میرجلال الدین کزازی در دی ماه ۱۳۲۷ در کرمانشاه در خانواده ای فرهیخته و فرهنگی که بنیادگذار آموزش نوین در این سامان است، چشم به جهان گشود. خوگیری به مطالعه و دلبستگی پُرشور به ایران و فرهنگ گرانسنگ و جهانی آن را از پدر که مردی آزادمنش و فراخ اندیش و مردم دوست بود به یادگار ستاند. دوره دبستان را در مدرسه آلیانس کرمانشاه گذرانید و از سالیان دانش آموزی با زبان و ادب فرانسوی آشنایی گرفت. سپس دوره دبیرستان را در مدرسه رازی به فرجام آورد و آنگاه برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادب پارسی که در چشم او رشته و دانشی است گرامی و سپند، به تهران رفت و در دانشکده ادبیات فارسی و علوم انسانی دانشگاه تهران دوره های گوناگون آموزشی را سپری کرد و به سال ۱۳۷۰ به اخذ درجه دکتری در این رشته نائل آمد. او از سالیان نوجوانی نوشتن و سرودن را آغاز کرده است و در آن سالیان با هفته نامه های کرمانشاه، همکاری داشته و آثار خود را در آنها به چاپ می رسانیده است. او اینک عضو هیأت علمی در دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی است. او افزون بر زبان فرانسوی که از سالیان خُردی با آن آشنایی یافته است، با زبانهای اسپانیایی، آلمانی و انگلیسی نیز آشناست و تاکنون دهها کتاب و نزدیک به دویست مقاله نوشته است و در همایش ها و بزمهای علمی و فرهنگی بسیار در ایران و کشورهای دیگر سخنرانی کرده است. چندی را نیز در اسپانیا به تدریس ایرانشناسی و زبان فارسی اشتغال داشته است. او گهگاه شعر نیز می سراید و نام هنری اش در شاعری "زروان" است. ترجمه او از "انه اید" اثر "ویرژیل" برنده جایزه بهترین کتاب سال شده است و تألیف او "نامه باستان" نیز که در نُه جلد به چاپ رسیده است، حائز رتبه نخستین پژوهشهای بنیادی در جشنواره بین المللی خوارزمی.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 13 مهر 1395 ] [ 21:59 ] [ آقای امیرحسین خانی ]



تصویر


محمود دولت آبادی نویسنده معروف معاصر در سال ۱۳۱۹ در دولت آباد بیهق متولد شد و در خانواده ای روستایی که از راه کار بر زمین سخت کویر ؛ روزگار می گذراندند بزرگ شد.

کودکی اش در روستا سپری شد و تاثیر این سالها باعث شد تا "رمان روستایی" به دست او به اوج شکوفایی برسد.

او برای تحصیل به دولت آباد رفت و هم زمان به کارهای گوناگونی از جمله کفاشی و سلمانی و کارگری در کارخانه پرداخت . 
 

در ۲۰ سالگی به تهران مهاجرت کرد و برای جامه عمل پوشاندن به دغدغه های اصلی ذهنش به کار نوشتن و بازی در تئاتر مشغول شد و از راه کارگری در چاپخانه نیز امرار معاش می کرد .


ذوق او به نوشتن باعث شد تا نویسندگی را قبل از مهاجرت به تهران تجربه کند اما نخستین داستانش به نام « ته شب » در سال ۱۳۴۱ در مجله ای در تهران چاپ شد.

از آن پس؛ کار نوشتن را به صورت جدی و با پشتکار فراوان ادامه داد و از سال ۱۳۴۷ داستان هایش در نشریات ادبی و به صورت کتاب به چاپ رسید و برای وی شهرت زیادی را به بار آورد . 

ادامه مطلب
[ دوشنبه 29 شهریور 1395 ] [ 12:42 ] [ آقای امیرحسین خانی ]

وقتی با کلمه آواشناسی روبرو می شویم مراحل تولید اصوات در ذهن ما تداعی می شود و عقیده اکثر افراد بر این است که آواشناسی علمی است که چگونگی تولید اصوات را بررسی می کند .ولی آیا فقط با تولید اصوات رابطه زبانی بین سخنگو ومخاطب برقرار می شود؟ قطعا چنین نیست .اگر ما سخن بگوییم بدون اینکه مخاطب ما سخنانمان را بفهمد ارتباط زبانی برقرار نشده است .بنابراین اگرچه اولین مرحله در برقراری ارتباط تولید صوت توسط سخنگوست اما برای برقراری ارتباط زبانی کافی نیست .قبل از اینکه سخنگو شروع به صحبت کند تصمیم می گیرد که چه بگوید و این مغز است که پیغام تولید صوت را بر اساس آنچه سخنگو در نظر دارد به اندام های تولید صوت می رساند .پس از رسیدن این پیام ،اندام های صوتی شروع به تولید صوت برای رساندن منظورومفهومی خاص می کنند .این اصوات امواج صوتی هستند که توسط هوا در فضا جا به جا می شوند و به گوش مخاطب یا مخاطبین می رسند بنابراین بین سخنگوومخاطب ،اصوات به صورت امواج صوتی منتقل می شوند. این امواج به گوش مخاطب رسیده وپیغام های عصبی تولید می کند که به مغز می رود و در مغز تجزیه وتحلیل می شود و منظور سخنگو بهمخاطب می رسد .بنابراین ،آواشناسی مطالعه صداهای گفتار است ومطالعه تولید ،ذات فیزیکی و درک صداها.بنابراین ،آواشناسی شامل سه بخش می شود :

1.  آواشناسی تولیدی

2.  آواشناسی آکوستیک

3.  آواشناسی شنیداری

آواشناسی با جنبه های فیزیکی و فیزیولوژیکی گفتار سر و کار دارد و حیطه ای گسترده است که با علوم دیگر نیز در ارتباط می باشد .مثلا در بحث در باره آواشناسی تولیدی باید با ساختمان دستگاه گفتاری انسان آشنا باشیم که از این منظر ،آواشناسی با زیست شناسی و پزشکی ارتباط می یابد.در آواشناسی آکوستیک که بررسی امواج صوتی است ،با فیزیک و ریاضی مرتبط می شویم و در آواشناسی شنیداری در حیطه زیست شناسی ،پزشکی ،روان شناسی ،عصب شناسی و... وارد می شویم .بنابراین ،آواشناسیعلمی است که ارتباط تنگاتنگ با علوم دیگر برقرار می کند .اما به جنبه تولیدی آواشناسی به این دلیل بیشتر پرداخته شده است که ملموس تر می باشد ولی در این میان آواشناسی آکوستیک از شاخه ها یی است که تا حدودی ناشناخته مانده است اگر چه تحقیقاتو بررسی های زیادی از طرف زبانشناسان و غیر زبانشناسان بر روی آن انجام شده است .شاید این امر بدین خاطر باشد که آواشناسی آکوستیک تا حدودی ناملموس است وقابل مشاهده نیست .

 



ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 شهریور 1395 ] [ 18:49 ] [ آقای امیرحسین خانی ]
آتیلا ژوزف متولد 1905 یکی از بزرگ ترین شاعران مجارستان است .دوران کودکی اش در بحبوحه جنگ؛ از هم پاشی خانواده و تنگدستی و آوارگی به سختی گذشت .او تحصیلاتش را بعدها در سوربن و  وین ادامه داد اما به خاطر لحن عصیانگر و نوع نگاهش به زندگی و انتقاد از جامعه ای که در آن زندگی می کرد از کار تدریس برکنار و محکوم به انزوا شد . آتیلا ژوزف با روحی عصیانگر و زبانی پر شور و سرشار از بدعت های تازه  همیشه شیفته و ستایشگر آزادی وعدالت و در جستوی عشقی بی پیرایه بود . نو آوری های شجاعانه او در موسیقی و زبان شعرش حتی استادانش را به حیرت و تحسین وا میداشت . ایده ها ؛تصاویر ؛و سطرهایی که با طرح مفاهیم متضاد شعر را به سوی معنا های تازه و متفاوت هدایت میکرد . شعرهای او در نگاه اول آهنگین و پر قدرت و بشدت روان و حتی گاهی زمخت  به نظر میرسند اما زبان سرشار و زنده و صمیمیت ژرف او در بیان تجارب عاطفی بسیار تاثیر گذار است او در طول عمر کوتاه خود اشعار بسیاری سرود که شعر مجارستان را به سوی افق تازه ای برد . در سال 1937 او درپی افسردگی شدید خود را  زیر چرخ های قطار انداخت و با مرگ او شعر مجارستان یکی از درخشان ترین چهر های خود را از دست داد .
ادامه مطلب
[ شنبه 30 مرداد 1395 ] [ 22:58 ] [ آقای امیرحسین خانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

انجمن علم فرهنگ دانشگاه فرهنگیان قزوین