منوی اصلی
دانشگاه فرهنگیان قزوین
انجمن علم فرهنگ(تربیت معلم قزوین)
  • محمد رحمانی چهارشنبه 23 خرداد 1397 22:48 نظرات ()
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 خرداد 1397 22:50
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی چهارشنبه 23 خرداد 1397 22:31 نظرات ()


    موسیقی در استان قزوین

    موسیقی رایج در شهر قزوین تفاوت چندانی با موسیقی دستگاهی ایران ندارد. در گذشته، این آوازها و دستگاه ها در مکتب های متفاوت از جمله «مکتب خراسان»، «مکتب تهران» و ... اجرا می شد. در آن زمان، مکتب دیگری تحت عنوان «مکتب قزوین» وجود داشت که امروزه فراموش شده است. این مکتب تا اواخر دوران قاجاریه رایج بود. در آن زمان، اقبال سلطان ملقب به «اقبال آذر» که از اساتید مسلم آواز ایران به حساب می آید، از قزوین به شهر تبریز مهاجرت کرد و در آن جا با تلفیق این شیوه آوازی و موسیقی آذری، «مکتب تبریز» را پایه گذاری می نماید.

    در مناطق دیگری استان قزوین، موسیقی «مقامی» رایج است.

    بیشترین کاربرد موسیقی در این استان، به هنگام مراسم عروسی است و سازهای مورد استقاده عبارت اند از: سرنا، دهل، دایره و گاهی نی.

    مقاماتی که در هنگام مراسم عروسی نواخته می شوند عبارت اند از:

    قاسم آبادی: برای رقص قاسم آبادی نواخته می شود.

    هوبل بانو: برای نوعی رقص دسته جمعی نواخته می شود.

    شیرین لیلی: آهنگی است برای نوعی رقص به همین نام.

    هیَنبا: برای نوعی رقص دسته جمعی است.

    ساز غم: هنگام بردن عروس از منزل پدرش نواخته می شود و سوزناک است.

    رایی: نوعی آهنگ که هنگام چوب بازی نواخته می شود.

    سوزه سوز: برای نوعی رقص جمعی با همین نام نواخته می شود.

    شتر برخیزان: نوازندگان موسیقی محلی منطقه پس از آن که مدت زیادی از زمان نواختن یک قطعه می گذرد، با نواختن قطعه شتر بر خیزان مجدد به مقام اول بازگشته، آن را دوباره تکرار می کنند و یا مقام دیگری را آغاز می کنند.

    در مناطق مختلف این استان، تعزیه خوانی نیز رواج دارد و در آن بیشتر گوشه های موسیقی دستگاهی اجرا می شود. تعزیه خوان ها بدون آن که اطلاعی از نام دستگاه ها و گوشه ها داشته باشند، شیوه های خواندن را سینه به سینه از پدران خود آموخته اند.

    منبع: میراث فرهنگی استان قزوین

    تهیه و تنظیم: زهره پری نوش


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 خرداد 1397 22:31
    ارسال دیدگاه
  • باسمه تعالی
    گزارش ویدئویی از نخستین نشست موسیقی تاتی را لینک زیر ببینید 

    با ما در انجمن علم فرهنگ همراه باشید.

    آخرین ویرایش: شنبه 19 خرداد 1397 22:03
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی دوشنبه 14 خرداد 1397 02:13 نظرات ()
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی سه شنبه 8 خرداد 1397 00:42 نظرات ()
    چگـونه انـد گـردان وجنگ آوران «بانو گشنسب» دختر رستم و همسر « گیو» نیز از زنان بیباک و رزمجوییبود که در شاهنامه فردوسی فراوان از او یاد شده است. چنین آمده است که او به اندازهای زورمند و دلیر بود که کمتر مردی توانایی رویارویی با او را داشته است.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی سه شنبه 8 خرداد 1397 00:34 نظرات ()
    فردوسی و پانترکیسم: خوشبختانه، ،به هیچ عنوان نمی توان فردوسی بزرگ را ترک،تازی،اروپایی و از هیچ نژاد دیگری نامید جز نژاد پاک ایرانیان.امروزه پانترکان هم که می ببینند نه می توانند این بزرگمرد را مصادره کنند(وی را ترک بنامند!!!)،ونیز به مشاهده ی  سروده هایی از این نیک مرد که هویت حقیقی  ترکان را می نمایاند،می نشینند،از سر ناچاری منفجر می شوند وچاره ای جز دروغ و توهین و تحقیر و تهمت به وی را سرراه خودنمی بینند.اکنون این توهین ها و تهمت هارا در زیر بررسی می کنیم تا بنگریم که آیا واقعا فردوسی بزرگ،چنین کارها و ویژگی هایی که از سوی پانترکان بیان می شود را در کارنامه ی خود داراست یا خیر؟ ادعاهای پانترکیستان پیرامون فردوسی را در چند بخش باید بررسی کنیم که در این بخش(بخش 1) فقط ادعای زن ستیزی فردو.سی و شاهنامه را نقد می کنیم.   - ازمهمترین ادعاهای پانترکان برای تخریب شاهنامه و فردوسی بزرگ،تبلیغات آنان پیرامون «زن ستیز بودن فردوسی» است و هم چنین در تلاش های خود این بزرگوار را ضد زن می شناسانند و با آوردن چند بیت نامعتبر وی را تحقیر کننده ی شخصیت  زن می نامند. بررسی:نخست ذکر یک نکته مهم است،که پانترکان برای اثبات این ادعای خود یک یا چند پاره را یادمی کنند و آ ن را سندی بر ادعای خود می دانند.برای بیان آن نکته نخست این چند پاره(بیت) را با هم ببینیم: به اختر كسی دان كه دخترش نیست    چو دختر بود روشن اخترش نیست چه آموزم به شبستان شاه                 به دانش زنان كی نمایند راه دل زن همان دیو را هست جای          زگفتار باشند جوینده رای اگر در نهانی سخن دیگر است             پژوهندهء راز با مادر است زن و اژدها هر دو در خاك به            جهان پاك از این دو ناپاك به       زنان را ستائی سگان را ستــــای که یک سگ به از صد زن پـارســای     پس پــرده هــرکه دختـر بـــود   اگــر تاجــدار است بد اختــر بــود  چوزن زاددختر ،دهیدش به گــرگ   که نامش ضعیف است وننگش بزرگ     مرا گفت چون دختر آمد پدید بیایتش اندر زمان سر برید   و... بهرام روشن  ضمیر در پژوهشی به نام زن ستیزی در شاهنامه!!!!می گوید که کسانی که قصد تخریب فردوسی را دارند،با آوردن همین چند بیت،ادعای خودرا اثبات می کنند اما باید دانست که پیرامون شاهکار سترگی چون شاهنامه(که هیچگاه ترکان آن را نخواهند داشت) نمی توان با آوردن فقط چند بیت،یک مسئله را در باره ی آن ثابت نمود.به این کار در دانشِ «منطق» می گویند«تعمیم جز به کل».هیچگاه تعمیم جز به کل در علمِ منطق پذیرفته نیست.پانترکان نیز با نشان دادن چند بیت، در واقع،جزء را به کل(شاهنامه ی سترگ) تعمیم(عمومیت) می دهند و این هیچ گاه پذیرفتنی نیست.اصلا از کجا معلوم این پاره ها (اگرحقیقت داشته باشند،که در ادامه غیر واقعی بودن آنان را اثبات می کنیم) در داستانی از شاهنامه و به نقل از ترکان و تازیان نباشد؟مگر ترکان زن ستیز ی خودرا در صفحات تاریخ نشان نداده اند؟پدیده ی لواط،پدیده ای ترکی است،آیا این عمل شَنیع توجیهی بر زن ستیز بودن آنان نیست؟آیا اگر واقعا شاهنامه دارای زن ستیزی و مفاسد اخلاقی بود چرا جزء سه شاهکار ادبی یونسکو برگزیده شد؟آیا پژوهش!های پانترکان معتبر تر است یا دانشمندان یونسکو؟در زیر بررسی ابیات دروغین یا جعلی شاهنامه را پیرامون زن ستیزی فردوسی بزرگ می خوانید: [منبع:سایت شورای گسترش زبان فارسی،نوشته ی ابوالفضل خطیبی] درست است كه به لحاظ كمّی حجم بسیار كمتری از شاهنامه به زنان ـ در مقایسه با مردان ـ اختصاص یافته، ولی نقش برجسته آنان را در بسیاری از داستانهای شاهنامه به هیچ روی نمی‌توان نادیده انگاشت. گردآفرید و گردیه نمونه‌های كم‌مانندی از زنان سلحشور و بی‌باكند. فرانك هوشمندانه و فداكارانه پسر خود فریدون را دور از چشم ضحاك و ضحاكیان می‌پروراند و هموست كه سرانجام با به بند كشیدن ضحاك، ایران را از فرمانروایی ستمگرانه و چند صد ساله او می‌رهاند. در حالی كه ایرج به دست برادرانش سلم و تور كشته می‌شود، نسل شاهی ایران از طریق دختر او، ماه‌آفرید به نواده‌اش منوچهر، پسر پشنگ منتقل می‌شود. در داستانهای مهیج و دل‌آنگیز عشقی ـ حماسی شاهنامه مانند زال و رودابه، بیژن و منیژه، كیكاوس و سودابه، كتایون و گشتاسب، بهرام‌گور و آزاده، زنان نقشهای برجسته‌ای ایفاد می‌كنند. همای دختر بهمن به پادشاهی ایرانشهر می‌رسد و تاج شاهی بر سر می‌نهد.حال پانترکان بی هویت و دارای عقده ی هویت خواهی،بفرمایند در کدامین اثر ترکی!!!!اشعری پیرامون عشق و عاشقی مردان و زنان آمده است؟آن طور که در شاهنامه برای زال و رودابه،رستم و تهمینه و... آمده است؟کسی که از هویت و فرهنگ دیگران خرده می گیرد،خود باید در بساطش چیزی داشته باشد؟آیا ترکان اثری ادبی حتا پیش از 500یا 600 سال پیش دارند که بخواهند پیرامون اثری 1000 ساله عربده ی دروغ سر بدهند؟آه... امان از دست عقده ای بودن.امان ازدست عقده ی فرهنگ و تمدن داشتن.امان از دست عقده ی داشتن اثری ادبی درخور در تاریخ قوم خود!!!!!!!!امان از دست یونجه خوردن.....
    آخرین ویرایش: سه شنبه 8 خرداد 1397 00:40
    ارسال دیدگاه
  • دانلود آهنگ جدید سالار عقیلی یازده ستاره

    Download New Music Salar Aghili ۱۱ Setareh

    آهنگ جدید سالار عقیلی بنام یازده ستاره

    ای جان و ای جانان من ای عشق جاویدان من نامت طنین انداز شد ایران من ایران من

    تاریخ از روز ازل شعری که میخواند تویی آن سوی برد و باخت ها نامی که میماند تویی

    ترانه: احسان افشاری, موزیک و تنظیم: بابک زرین

    دانلود آهنگ جدید سالار عقیلی یازده ستاره

    متن آهنگ یازده ستاره از سالار عقیلی

    ای جان و ای جانان من ای عشق جاویدان من نامت طنین انداز شد ایران من ایران من

    ey jan o ey janan man ey eshgh javidan man namat tanin andaz shod iran man iran man

    تاریخ از روز ازل شعری که میخواند تویی آن سوی برد و باخت ها نامی که میماند تویی

    tarikh az roz azal sheri ke mikhamad toyi an soye bord o bakhtha nami ke mimanad toyi

    ایران با تو هم پیمان شدن زیباست عشق نو در سینه پرجاست با تو فردا شکل یک رویاست

    iran ba to ham peyman shodan zibast eshgh to dar sine barjast ba to farda shekl yek royast

    ایران ای صدای سرخ آزادی عاشقی را یاد ما دادی با تو هستم در غم و شادی

    iran ey sedaye sorkh azadi asheghi ra yad ma dadi ba to hastam dar gham o shadi

    باید که در هیاهو گل کرد چون سیاوش ققنوس میتوان شد در شعله های آتش

    bayad ke dar hayaho golkard chon siyavash ghoghnos mitavan shod dar sholehaye atash

    در پیچ و تاب طوفان دریای سربلندیم از موج ها بپرسید با صخره چند چندیم

    dar pich o tab tofan daryaye sarbolandim az mojha beporsid ba sakhrechand chandim

    بعد از هزار و یک شب با همتی دوباره در صحنه میدرخشیم با یازده ستاره

    bad az hezar o yek shab ba hemati dobare dar sahne miderakhshim ba yazdah setare

    ایران با تو هم پیمان شدن زیباست عشق نو در سینه پرجاست با تو فردا شکل یک رویاست

    iran ba to ham peyman shodan zibast eshgh to dar sine barjast ba to farda shekl yek royast

    ایران ای صدای سرخ آزادی عاشقی را یاد ما دادی با تو هستم در غم و شادی

    iran ey sedaye sorkh azadi asheghi ra yad ma dadi ba to hastam dar gham o shadi

    ایران …

    iran

    ترانه آهنگ یازده ستاره از سالار عقیلی

    باید که در هیاهو گل کرد چون سیاوش ققنوس میتوان شد در شعله های آتش

    bayad ke dar hayaho golkard chon siyavash ghoghnos mitavan shod dar sholehaye atash

    در پیچ و تاب طوفان دریای سربلندیم از موج ها بپرسید با صخره چند چندیم

    dar pich o tab tofan daryaye sarbolandim az mojha beporsid ba sakhrechand chandim

    بعد از هزار و یک شب با همتی دوباره در صحنه میدرخشیم با یازده ستاره

    bad az hezar o yek shab ba hemati dobare dar sahne miderakhshim ba yazdah setare

    ایران با تو هم پیمان شدن زیباست عشق نو در سینه پرجاست با تو فردا شکل یک رویاست

    iran ba to ham peyman shodan zibast eshgh to dar sine barjast ba to farda shekl yek royast

    ایران ای صدای سرخ آزادی عاشقی را یاد ما دادی با تو هستم در غم و شادی

    iran ey sedaye sorkh azadi asheghi ra yad ma dadi ba to hastam dar gham o shadi

    ایران …

    iran

    کد پخش آنلاین این موزیک برای وبلاگ و سایت شما
    آخرین ویرایش: جمعه 4 خرداد 1397 18:03
    ارسال دیدگاه
  • ابواسحاق ابراهیم بن محمد بخاری جویباری یا محمدابراهیم بن محمد از پیشگامان سرودن شعر به فارسی بوده‌است. اولین شغل وی زرگری بوده است. او در روزگارسامانیان می‌زیسته‌است. شعر زیر از اوست:

    به ابر پنهان کرد آفتاب تابان رابه سبزه بنهفت آن لاله برگ خندان را
    به سوی هر دو مهش برد و شاخ ریحان بودبه شاخ مورْد به پیوست شاخ ریحان را
    بتی که خسته‌دلان را به بوسه درمان‌استدریغ دارد از این درددیده درمان را
    به ابر نیسان مانم کنون من از غم اوسزد که صنعت خوبست ابر نیسان را
    به یک گذر که سحرگاه بر گلستان کردبهشت کرد سراسر همه گلستان را

    منابع

    آخرین ویرایش: جمعه 4 خرداد 1397 17:24
    ارسال دیدگاه

  • یک عمر خوانده بودیم

    دارا انار دارد

    در دست کوچک خود

    سارا انار دارد

    ما مشق می‌نوشتیم

    با شور و شادمانی

    غافل از اینکه دارا

    حتی نداشت نانی

    سارا گلوله‌ای خورد

    وقتی شعار می‌داد

    هنگام مرگ خونش

    بوی بهار می‌داد

    در دست‌هایش امروز

    دارا تفنگ دارد

    با دشمنان سارا

    او قصد جنگ دارد

    دارا که مشق ما بود

    در جبهه‌هاست امروز

    درس شجاعت او

    سرمشق ماست امروز


    افشین علاء.

    آخرین ویرایش: جمعه 4 خرداد 1397 17:12
    ارسال دیدگاه
  • ادبیات مقاومت، شاخه ای از درخت تنومند ادبیات انقلاب اسلامی است. به همین سبب نوع مستقلی از انواع ادبی شمرده نمی شود بلکه می تواند زیر مجموعؤ هر یک از انواع ادبی باشد؛ یعنی، همانگونه که شعر انقلاب، رمان انقلاب، اسطورؤ انقلاب اسلامی داریم، شعر، رمان، قصه، اسطوره و... مقاومت نیز می توان داشت.

    ادبیات مقاومت از جنبه های گوناگون قابل بررسی است. شاید نخستین محور به لحاظ ترتیب منطقی تبیین مفهوم یا تعریف آن باشد. عده ای ممکن است آن را ادبیات جبهه و جنگ یعنی، ادبیات حماسی صرف تلقی کنند و هویت عرفانی آن را نوع تناقض و توهم بشمارند. چنانکه ممکن است عده ای دیگر، هویت وجودی چنین مقوله ای را در عرصؤ ادبیات منکر شوند و با بی اعتنایی از کنار آن بگذرند، ولی واقعیت این است که با پیدایش نهضت امام خمینی(س) طلوعی دوباره آغاز کرده است و آن ادبیاتی است برخاسته از عرفان متعالی یا اسلام ناب که در آن قهر الهی با رحمت، عشق با شمشیر و محبت با خشم و ستیز با نمودهای زر و زور و تزویر و مظاهر کفر و شرک درهم می آمیزد.

    اینکه در دو محور به بحث فشرده ای خواهیم پرداخت: خاستگاه ادبیات مقاومت و ویژگیهای سبکی یا سبک شناسی ادبیات مقاومت.

    آخرین ویرایش: جمعه 4 خرداد 1397 17:05
    ارسال دیدگاه