تبلیغات
دپارتمان زبان و ادبیات فارسی - مطالب اسفند 1397
منوی اصلی
دپارتمان زبان و ادبیات فارسی
Departments of Persian Language and Literature
  • محمد رحمانی دوشنبه 27 اسفند 1397 18:06 نظرات ()
    آخرین ویرایش: دوشنبه 27 اسفند 1397 18:07
    ارسال دیدگاه
  • آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • آخرین ویرایش: شنبه 25 اسفند 1397 09:36
    ارسال دیدگاه
  • آخرین ویرایش: شنبه 25 اسفند 1397 09:39
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی دوشنبه 13 اسفند 1397 17:54 نظرات ()
    اللّه، اسم خاصی که بر ذات دارای جمیع صفات کمالی خداوند اطلاق می‌شود. این واژه که مشهورترین اسم خداوند است، در اصل عربی است و احکام خاصی دارد؛ مانند ممنوعیت لمس کردن لفظ نوشته شده آن بدون طهارت. از جمله مهمترین خصوصیات این واژه می‌توان به قرار گرفتن در کلمه توحید و شهادت به توحید و ممنوعیت استفاده از آن برای غیر خداوند اشاره کرد.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 13 اسفند 1397 17:56
    ارسال دیدگاه
  • شرح جامع نهج البلاغه

    No image
    این شرح شامل ترجمه نهج البلاغه مرحوم فیض، ترجمه نهج البلاغه مرحوم شهیدی، شرح نهج البلاغه ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم، شرح نهج البلاغه مرحوم مغنیه، شرح نهج البلاغه شیخ عباس قمی، شرح نهج البلاغه منهاج البراعة خویی، شرح نهج البلاغه لاهیجی، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید و شرح نهج البلاغه منظوم می باشد.
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مراد از «اطوار سبعه» در عرفان اسلامی چیست؟
    پاسخ اجمالی
    «اطوار» جمع «طَوْر» به ‌معنای حالت‌ها و کیفیت‌ها است.[1] در اصطلاح عرفانی؛ جلوه‌ها و مظاهر دل را گویند که به اطوار دل مشهور است.
    اطوار هفت‌گانه قلب در نگاه عرفانی عبارت‌اند از:
    1. طور اول: که آن‌را صدر و سینه می‌نامند و آن معدن اسلام است. چنانچه در سوره زمر فرمود: «أَ فَمَنْ شَرَحَ اللهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ».[2]
    2. طور دوم: را قلب می‌نامند که مخزن و قرارگاه ایمان؛ و محل جلوه‌گاه عقل است؛ و آن محلى است که فرمود: «کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ».[3]
    3. طور سوم: را «شغاف» گویند که مخزن شفقت و محبت بر خلق است، و دوستى خلق از شغاف قلب بالا نمی‌رود، چنانچه در سوره یوسف درباره محبت زلیخا نسبت به یوسف فرمود: «قَدْ شَغَفَها حُبًّا»[4] که زلیخا محبت یوسف را در پرده سوم قلبش جاى داده بود.
    4. طور چهارم فؤاد است: که مخزن مشاهده و رؤیت است؛ و مثالش در قلب، مثال چشم است در بدن و آن‌را چشم دل و چشم باطن نامند. و همین رؤیت است که خداوند خبر می‌دهد از قلب پیامبرش: «ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى»[5] که آنچه قلب پیامبر(ص) دید حقیقت است. همچنین على(ع) در جواب ذعلب فرمود: «...لَمْ تَرَهُ الْعُیُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَکِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِیمَان ...»؛[6] «او(خدا) را با چشم سر ندیدم، بلکه او را به حقیقت ایمان با چشم دل مشاهده کردم».
    5. طور پنجم: «حبّة القلب» نام دارد که معدن و مرکز محبت حضرت الوهیت است؛ و آن مخصوص به خواص بارگاه الهى است که محبّت احدى در آن‌جا راه ندارد. این است که می‌گویند محبّت خدا با محبّت غیر جمع نمی‌شود.
    6. طور ششم: از اطوار قلب را «سویدا» گویند و آن مخزن مکاشفات غیبیّه و علوم الهامى و منبع حکمت و اسرار الهیّه است.
    7. طور هفتم: از اطوار قلبیّه را «مهجة القلب» نامند و آن محلّ تجلّیات حضرت الوهیّت و اشراقات انوار عظمت ربوبیّت است، و همین است مقصود از قلب سلیم که فرمود: «إِلَّا مَنْ أَتَى اللهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ».[7] و این مقام حاصل نمی‌گردد، مگر به قطع علاقه از ما سوى الله و تخلیه نفس از صفات حیوانی، و تحلیه نمودن سرّ به صفات روحانیین و تقواى قلب از آنچه بر خلاف رضاى مولا است.[8]
    گفتنی است که این اصطلاح بر گرفته از آیه 14 سوره نوح است که می‌فرماید: «وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْواراً»؛ در حالی‌که شما را در مراحل و حالاتى گوناگون آفریده است.

    [1]. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ‏4، ص 247، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، 1371ش.         
    [2]. «آن کسى که خداوند سینه او را باز نمود براى اسلام چنین کسى داراى نور است از طرف پروردگار خود»؛ زمر، 23.
    [3]. «خدا ایمان را در دل‌هایشان رقم زده است»؛ مجادله، 22.
    [4]. «محبت او از پرده دل بر عمق قلبش نفوذ کرده است»؛ یوسف، 30.
    [5]نجم، 11.
    [6]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 1، ص 138، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
    [7]شعراء، 89.
    [8]. ر. ک: بانوی اصفهانی، سیده نصرت امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج ‏14، ص 123 - 125، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1361ش؛ نجم الدین رازى دایه،‏ ابوبکر عبدالله محمد، مرصاد العباد، ص 102، تهران، بی‌نا، 1322ق.
    آخرین ویرایش: جمعه 3 اسفند 1397 22:05
    ارسال دیدگاه