تبلیغات
دانشگاه فرهنگیان قزوین - مطالب دی 1397
منوی اصلی
دانشگاه فرهنگیان قزوین
باشگاه معلمان پژوهشگر(انجمن علم فرهنگ)
  • آخرین ویرایش: یکشنبه 30 دی 1397 01:47
    ارسال دیدگاه
  • «فاطمه، فاطمه است» این گویاترین عبارتی ست که می توان برای توصیف یک فرا قهرمان زن به کار برد در عین حال مبهم است چرا که فاطمه بودن یک خاصیت منحصر به فرد است. اما وقتی این خاصیت شناسانده شود روح تمام زنان و مادران رنگی دیگر می گیرد. رنگ انسانیت، حق جویی، مهر و همه خوبی‌هایی که می‌توان در وجود اشرف مخلوفات الهی یافت.

    بخشی از متن کامل کتاب "فاطمه فاطمه است" یادگار مرحوم دکتر علی شریعتی ، برای درک بهتر مقام حضرت فاطمه (س) در ادامه می‌آید:

    آنچه می خوانید ، سخنرانی من است در موسسه ارشاد. ابتدا خواستم گزارشی بدهم از تحقیقات پروفسور لویی ماسینیون ، درباره شخصیت و شرح حال پیچیده ی حضرت فاطمه (س) ، و به خصوص اثر عمیق و انقلابی خاطره ی او در جامعه های مسلمان و تحولات دامنه دار تاریخ اسلام ، اختصاصا برای دانشجویانم در کلاس درس (تاریخ و شناخت ادیان ) و (جامعه شناسی مذهبی ) و (اسلام شناسی) . به مجلس که‌ آمدم ، دیدم جز دانشجویان ، بسیاری دیگر هم آمده اند. وجود جلسه ، مساله فوری تر را ایجاب می کند. بر آن شدم که به این (سوال مقدر) که امروز به شدت در جامعه ی ما مطرح است جواب بگویم که زنانی که در قالب های سنتی قدیم مانده اند، مساله ای برایشان مطرح نیست؛ و زنانی که قالب های وارداتی جدید را پذیرفته اند ، مساله برایشان حل شده است.

    اما در میان این دو نوع (زنان قالبی) ، آنها که نه می توانند آن شکل قدیم موروثی را تحمل کنند و نه به این شکل تحمیلی تسلیم شوند ، چه باید بکنند؟

    اینان می خواهند خود را انتخاب کنند ، خود را بسازند. الگو می خواهند، نمونه ایده آل . برای اینان مساله ی (چگونه شدن) مطرح است . فاطمه با بودن خویش ، پاسخ به این پرسش است.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • شعر خوانی: دلیران و مردان ایران زمین

    قالب: مثنوی

    1.      چو هنگـــــــامه آزمون تازه شد                       دگـــــرباره ایران پرآوازه شد

    معنی: هنگامی که زمان آزمایش و امتحان فرا رسید، بار دیگر نام ایران مشهور شد.

    چو: هنگامی که / هنگامه: زمان، غوغا / تازه شد: تجدید شد، دوباره فرارسید / دگرباره: بار دیگر / پرآوازه: مشهور، نامی

    2.         از این خـــــــطه نغز پدرام پاک                        و زین خاک جان پرور تابناک

    از این سرزمین عالی، شاد و پاک، که سرزمین جان پرور و درخشان است،

    خطه: سرزمین / نغز: عالی / پدرام: آراسته، نیکو، شاد / خاک: مجاز از سرزمین / تابناک: درخشان / موقوف المعانی.

    3.         از این مرز فــــــــرخنده مردخیز                      کـــــنام پلنگان دشمن ستــــیز

    از این کشور مبارک و دلاورخیز که محل زندگی دلاوران همچون پلنگ و دشمن ستیز است،

    مرز: مجاز از کشور / فرخنده: مبارک / مردخیز: دلاورپرور / کنام: لانه / ستیز: جنگ / پلنگ: استعاره از دلاور / موقوف المعانی

    4.         دگر ره چنان شد هنر آشکــــــار                      کز آن خیره شد دیده روزگــار

    بار دیگر چنان فضیلت و هنر آشکار شد که چشم روزگار از فضیلت این دلاوران متحیر ماند.

    ره: باره / هنر: فضیلت / خیره: سرگشته و متحیر / دیده: چشم / دیده روزگار: جانبخشی (استعاره مکنیه).

    5.         دلیران و مــــــردان ایران زمین                       هـــــژیران جـنگ آور روزکین،

    دلاوران و مردان ایران زمین که هوشیارند و در میدان جنگ، جنگجو،

    هژیر: هشیار و چابک / جنگ آور: جنگجو / کین: انتقام، کنایه از جنگ و نبرد / موقوف المعانی.

    6.         خروشان و جوشان به کردار موج                    فراز آمدند از کــران فوج فوج

    فریاد زنان و پرخشم همانند موج دریا دسته دسته از افق نزدیک شدند به دشمن.

    خروشان: فریاد زنان / جوشان: کنایه از پر خشم / به کردار: به مانند، ادات تشبیه / فرازآمدن: نزدیک شدن، رسیدن / کران: افق، کناره و گوشه / فوج: دسته / فوج، موج: جناس ناقص / واج آرایی «ر».

    7.         به مردی به میدان نهادند روی                        جهان شد از ایشان پراز گـفتگو

    با مردانگی به میدان جنگ رفتند. مردم جهان ایشان را ستودند.

    روی نهادن: روی کردن، کنایه از رفتن / جهان: مجاز از مردم جهان / پر از گفتگو شدن: کنایه از ستودن

    8.         کـــه اینان زآب و گل دیگـــرند                         نگـــهبان دین حافــــظ کشـــورند

    این دلاوران سرشت و ذاتشان با ما تفاوت دارد. نگاهبان دین اسلام و نگهدارنده کشور ایران هستند.

    از آب و گل دیگرند: از سرشتی دیگرند، مجاز / حافظ: نگاهدارنده.

    9.         بداندیـــــــش را آتـــش خرم اند                        خـــدنگی گــران بردل دشـمن اند

    ایشان نابودکنندۀ هستی دشمن هستند و مانند تیری بر دل بدخواهانشان می نشینند.

    بداندیش: دشمن / آتش: تشبیه «ایشان مانند آتش، هستی دشمن را نابود می کنند» / خرمن: توده های غله، استعاره از هستی دشمنان / خدنگ: درختی است بسیار سخت که از چوب آن نیزه و تیره می سازند، مجاز از تیر / گران: پروزن / خدنگی گران ...: تشبیه، مانند تیری بر دل دشمن می نشینند / را: فک اضافه «آتش خرمن بداندیش»

    10.    زکس جز خداوندشان بیم نیست                       به فرهنشگان حرف تسیلم نیست

    ایشان جز خداوند از کسی نمی هراسند و هیچ گاه به دشمن تسلیم نمی شوند.

    بیم: ترس / به: در / به فرهنشگان حرف تسیلم نیست: کنایه از این که «هیچگاه به دشمن تسلیم نمی شوند».

    11.    فلک در شگفتی زعزم شماست                        ملک آفـــرین گوی رزم شماست

    آسمان از همت و اراده شما شگفت زده شده است. فرشته جنگ و جنگ‌آوری شما را می ستاید.

    فلک: گردون، آسمان / عزم: اراده و همت / ملک: فرشته / رزم: جنگ.

    12.    شمــا را چو باور به یزدان بود                        هم او مر شـــما را  نگهبان بود

    چون شما به خداوند باور و اعتقاد دارید، همو از شما نگاهبانی خواهد کرد.

    را: نشانۀ دارندگی و مالکیت / یزدان: خدا.

    آخرین ویرایش: جمعه 28 دی 1397 21:57
    ارسال دیدگاه
  • همان روز (15 بهمن 1327) خبر سوء قصد به شاه از رادیو پخش می‌شود. ستار در بحثی که با یکی از رفقا دارد، به این نتیجه می‌رسند که از این به بعد سخت­گیری و دیکتاتوری شدت خواهد خواهد یافت. در جلسه‌ای که شب همان روز در باغ فرمانداری سبزوار با حضور آلاجاقی و اعیان شهر تشکیل می‌شود، برنامه‌ای برای تظاهرات بر ضد حزب توده، به وسیله­ی زندانیانی که آزاد می‌شوند و روستاییانی که آلاجاقی از دهات اطراف خواهد آورد، ریخته می‌شود. ستار مصمم می‌شود خود را به گل‌محمد برساند.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مارال دختر جوانی از عشایر کُردِ ساکن خراسان به شهر (سبزوار) می ‌آید تا پدرش عبدوس و نامزدش دلاور را که به جرم شرکت در قتل زندانی هستند، ملاقات کند. مارال و مادرش در طول یک سالی که این دو، در زندان بوده ‌اند، بر اثر خشک­سالی زندگی دشواری را گذرانده ‌اند. مادر بر اثر یک بیماری سخت می ­میرد و مارال که تنها مانده است، تصمیم می ­گیرد پیش عمه ‌اش بلقیس، همسر کلمیشی به کلاته ­ی سوزن ‌ده برود. خانوار کلمیشی مثل بیشتر ایلیاتی‌های آن سامان بین منطقه ­ی کلیدر و قلعه ‌ها و کلاته ‌های پراکنده آن نواحی بر حسب فصل، در رفت و آمدند.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • تبریک روز پرستار (Û±Û±) 

    ای لباس سپید فرشتگان برتن / قلب بر کف به عشق بیماران

    روز تو روز یاس سپید / روز عشق و ایثار، روز امید و نوید . . .

     

    آخرین ویرایش: جمعه 21 دی 1397 15:02
    ارسال دیدگاه
  • درس خواندن در شب های امتحان یکی از معضلات تاریخی دانشجویان بوده است. به خصوص آن‌هایی که زمان مفید طول ترم را از دست داده‌اند و حالا با زمانی محدود و حجم بالای درس‌ها مواجه هستند. راهکار این معضل چیست؟ بهترین روش درس خواندن کدام است؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها شما را به خواندن این مطلب دعوت می‌کنیم.


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه