منوی اصلی
دانشگاه فرهنگیان قزوین
انجمن علم فرهنگ(تربیت معلم قزوین)
  • علم فرهنگ جمعه 27 شهریور 1394 18:24 نظرات ()

    دانشگاه فرهنگیان قزوین انجمن علم فرهنگ

    پست الکترونیک انجمن :elmfarhang@chmail.ir

    انجمن علم فرهنگ هیچ صفحه ای دیگری در عرصه الکترونیکی ندارد 

    و تنها صفحۀ رسمی این وب است.



    کانون مشاوران انجمن در روز های شنبه و چهار شنبه ساعت 21الی22 به صورت الکترونیک اقدام به ارائه ی مشاوره ی تحصیلی به مخاطبین گرامی انجمن علم فرهنگ نموده است

    جهت دریافت مشاوره روی علامت زیر کلیک فرمایید

     



    آخرین ویرایش: جمعه 4 آبان 1397 15:25
    ارسال دیدگاه
  • *درس چهارم*

    1- رابطه بعد از وجود را با مثال توضیح دهید؟

    رابطه بعد از وجود:این رابطه بعد از وجود اجزا یا طرفین رابطه فرع بر وجوب رابطه ایجاد می شود و همیشه رابطه فرع بر وجود رابطه و قائم به دو طرف رابطه است.مانند:قانون نظم ،که تا اجزاء مجموعه نباشد رابطه نظم ایجاد نمی شود.هم چنین رابطه متعادل ، اتکاء ، جاذبه و...

    2-الف:رابطه در خود وجود  یا حین وجود  را توضیح دهید؟

    این رابطه درست در حین بوجود آمدن دو طرف رابطه بین آنها برقرار می شود مانند:قانون علیت که درست در همان لحظه که علت به معلول وجود می بخشد این قانون بین آنها حاکم است.

    ب:علیت چگونه رابطه ای است؟توضیح دهید؟

                  1-کهن ترین مسئله فلسفه است.

                  2-مهم ترین عاملی که انسان را در تفکر می اندازد.

                  3-تمام هستی معلول با همین رابطه و قانون تحقق می یابد.

                  4-در این رابطه وجود داد و ستد می شود.

    3- علت را تعریف کنید؟«علت آن چیزی است که معلول در هستی خود به آن نیاز مند است»

    4-نظریه مقابل علیت چه نام دارد و چرا از نظر عقل قابل قبول نیست؟

    صدفه یا تصادف درست نقطه مقابل اصل علیت است یعنی:

          1-بوجود آمدن معلول بدون علت خاص.                                         2-هیچ نظم و قاعده ای در جهان نیست.

          3-هیچ شرطی در عالم نیست یعنی هیچ چیز شرط چیز دیگر نیست.      4-قبول صدفه یعنی خط بطلان بر تمامی علوم و دانش ها.

          5-قبول صدفه یعنی شکاکیت و سوفسطایی گری است.

    5-ملاک نیازمندی معلول به علت به چه معنی است؟

    چون در فلسفه بحث از کل جهان هستی است در این مبحث هم وقتی از معلول نام برده می شود منظور کل جهان هستی است.(تمام جهان هستی اعم از ماده و غیر ماده به عنوان یک مجموعه واحد). و سوال این است  که جهان هستی به عنوان یک معلول به چه دلیل به علت نیازمند است ؟

    6-حادث و قدیم در عرف ولغت و اصطلاح به چه معنی است؟

    حادث در لغت و عرف به معنی «نو» و قدیم به معنی «کهنه» است.ولی معنای حادث و قدیم در اصطلاح فلسفه و کلام با معنای اصلی آنها تفاوت دارد.مقصود فلاسفه از حادث بودن و نو بودن یک چیزی آن است که آن چیز بیش از آنکه آن چیز موجود باشد نابود بوده است یعنی اول نبوده و بعد موجود شده است.مقصود ایشان از قدیم بودن هم این است که آن چیز همیشه بوده و هیچ زمانی نبوده است که موجود نباشد.

    7-فلاسفه حادث و قدیم را چگونه تعریف می کنند؟

    حادث:به موجودی می گویند که در سابقه او عدم و نیستی پیدا شود.

    قدیم:موجودی که همیشه بوده باشد و هیچ گاه مسبوق عدم نباشد.( یعنی در سابقه او نیستی نباشد)

    8-الف:ملاک نیازمندی معلول به علت از نظر متکلمین چیست؟توضیح دهید؟

    از نظر متکلمین جهان حادث است و همین حادث بودن ملاک نیازمندی آن است (نظریه ی حدوث)

    ب:متکلمین چه چیز را قدیم و چه چیز را حادث می دانند؟استدلال آنها را در این مورد بنویسید؟

    متکلمان اسلامی معتقدند که فقط خداوند قدیم است و هر چه غیر از خداست (که «جهان» یا «ماسوی» نامیده می شود)اعم از مجرد و مادی همه حادث اند.

    9-ملاک نیاز مندی معلول به علت از نظر فلاسفه چیست توضیح دهید؟

    ملاک نیازمندی معلول به علت:قول فلاسفه←جهان قدیم است و ملاک نیازمندی آن به علت در ذات آن نهفته است و جهان ذاتا ممکن الوجود است و نسبت به وجود و عدم مساوی است و باید علتی باشد تا آنرا از حالت عدم خارج بوجود بیاورد.(امکان ذاتی)

    ب:نظریه امکان ذاتی را توضیح دهید؟

    فلاسفه در باب ملاک نیاز مندی جهان به علت هم معتقدند برای اثبات معلولیت عالم لازم نیست به گذشته جهان رجوع کنیم ببینیم زمانی بوده که نبوده است             جهان هستی صرف نظر از گذشته و حال و آینده اش ذاتا ممکن الوجود است و شئ ممکن الوجود ذاتا به علت نیازمند است(چه حادث باشد چه قدیم)این نظریه به امکان ذاتی معروف است.

    10-علت تام و علت ناقصه را با مثال توضیح دهید؟

    الف:علت تام:

                  1- به مجموعه ی تمام علتهای ناقصه ای که گرد هم جمع می آیند تا یک معلول را به وجود آورند می گویند.

                  2-هم شرط لازم برای تحقق معلول است.

                  3-علت وجود دهنده وهستی بخش معلول است.

    ب:علت ناقصه:

                 1-به هر یک ازعلت های مختلف که در به وجود آمدن یک معلول دخالت دارد علت ناقصه می گویند.

                 2-فقط شرط لازم برای تحقق معلول است وشرط کافی نیست.

                 3- به وجود آمدن معلول به نحوی آن وابسته است ولی به تنهایی برای تحقق معلول کافی نیست.

    11-  الف:اصل وجوب علّی و معلولی را توضیح دهید؟

    اصل ضرورت علّی و معلولی:علت تام علاوه بر اینکه به معلول وجود می بخشد ضرورت بخش آن نیزهست.

    ب:قاعده ی «الشئ مالم یجد لم یوجد» را در نظر حکما توضیح دهید؟

    حکما میگویند«الشئ مالم یجب لم یوجد» یعنی هر چیزی تا وجودش به مرحله وجوب وضرورت نرسد موجود نمی گردد پس هرچیزی که موجود شده و می شود به حکم ضرورت و وجوب در یک نظام قطعی و تخلف ناپذیرموجود می گردد.

    ج:از نظر حکما چرا وجوب مقدم بر وجود است؟

    در یک تحلیل عقلی ‍‍‍‍‍«وجوب و ضرورت» مقدم بر وجود است ونه تنها علت به معلول وجود می بخشد بلکه مقدم بر ایجاد معلول ، بدان وجوب عطا می کند.مطابق این اصل نظام عالم هستی نظامی وجوبی و قطعی است.

    12-سنخیت علت و معلول را با مثال توضیح دهید؟

                هر معلولی تنها از علتی فراهم می آید که از سنخ و خانواده خودش باشد

    13-در پرتو اصل سنخیت جهان در اندیشه ما چگونه است؟

    در پرتو این اصل نظام جهان انتظام می یابد و در اندیشه ی ما به صورت دستگاهی منظم و مرتب در می آید که هر جزء آن

    جایگاه به خصوصی دارد و هیچ جزئی ممکن نیست در جای جزء دیگر قرار گیرد.

    14- چرا اصل سنخیت لازمه اصل علیت است؟

    چه فرض کنیم معلول بدون علیت بوجود آید و چه فرض کنیم معلول بدون سنخیت با معلول خودش از هر علتی فراهم آید در هر دو صورت در دام صدفه گرفتار خواهیم شد

    در حقیقت همان گونه که وجوب و معلولی از لوازم اصل علیت و انکار آن هم چون انکار اصل علیت است قبول سنخیت علت و معلول نیز لازمه ی قبول اصل علیت است و هر گاه بخواهیم به درستی معنای اصل علیت را در یابیم باید به اصل سنخیت علت و معلول پی ببریم.

    15-چه کسانی در ابطال تسلسل علل نا متناهی برهان اقامه کرده اند وبنویسید این برهان در چه مبحثی کاربرد دارد؟

    حکایی نظیر فارابی ، ابن سینا ، خواجه نصیر الدین طوسی ، میرداماد و... هر یک برهانی بر بطلان تسلسل علل اقامه کرده اند.این براهین در مبحث خداشناسی فلسفی کاربرد زیادی دارند و گاهی خود برای اثبات وجود خدا به کار می روند.

    16- در برهان فارابی بر امتناع تسلسل علل از چه اصلی استفاده شده و این اصل بیانگر چیست؟

    در این برهان از اصل «تقدم علت بر معلول» استفاده شده است این اصل بیان می کند که علت بر معلول خود تقدم وجود دارد و معلول در مرحله و مرتبه بعد از علت قرار گرفته است یعنی وجود معلول مشروط به وجود علت است در صورتی که وجود علت مشروط به وجود معلول نیست.

    17- برهان فارابی بر امتناع تسلسل علل را با مثال توضیح دهید؟

    اگر سلسله ای نا متناهی از علت ها و معلول ها را در نظر آوریم چون همه افراد این سلسله خود معلول علت بالاتر از خود هستند در نتیجه وجود هر کدام مشروط به وجود به دیگری است که وجود آن دیگری هم به نوبه ی خود مشروط به دیگری است بدین ترتیب این سلسله علت های مشروط هرگز تحقق پیدا نخواهند کرد ، حال آن اگر سلسله بوجود امده باشد ، عقل گواهی می دهد که یک علت نا مشروط ( علت العلل) به عنوان سر سلسله بوده است .مثال:یک گروه نظامی که قصد حمله به دشمن را دارد( مراجعه شود به کتاب صفحه 36 پاراگراف اول ) .

    18- برهان وجوب و امکان (برهان سینوی) را بنویسید؟

    به هر موجودی در جهان هستی که اشاره کنیم یا ممکن الوجود است یا واجب الوجود اگر واجب الوجود باشد مدعای ما برای داشتن یک واجب الوجود در جهان ثابت است و اگر ممکن الوجود باشد نیازمند یک علت است و اگر به سراغ علت آن برویم آن علت هم واجب الوجود یا ممکن الوجود ، در این صورت این سلسله ممکن الوجود ها لا محاله به یک واجب الوجود ختم شود و گرنه هرگز تحقق پیدا نخواهد کرد.

    19-چرا ابن سینا برهان خود را بهترین برهان در اثبات وجود خدا می داند؟

    زیرا در این برهان تنها یک محاسبه ی عقلی ما را به نتیجه می رساند.

    20-ابن سینا در برهان سینوی چهار اصل کلی را مسلم فرض نموده ، آنها را نام ببرید؟

     اصولی که برهان سینوی بر آنها استوار است:

                 1-در جهان موجودات وجود دارند.

                 2-موجود یا ممکن الوجود است با واجب الوجود.

                 3 -ممکن تا زمانی که وجوب پیدا نکند بوجود نمی آید.

                 4-تسلسل علل نا متناهی محال است.

    21-از سه«اصل علیت»«اصل ضرورت علی و معلولی»«اصل سنخیت»به ترتیب چه نتایجی استخراج می شود؟

                1-ارتباط و پیوستگی موجودات جهان←اصل علیت.

                2-تخلف نا پذیری نظام هستی←ضرورت علی و معلول.

                3-نظام معین هستی←اصل سنخیت.

    22-فلسفه چگونه می تواند مبنای شناخت تجربی قرار گیرد؟با مثال توضیح دهید؟

    کار فلسفه در ارتباط با علوم تجربی:

    فلسفه با تبیین قانون علیت سه ثمره برای علوم تجربی داسته است:

                 1-اثبات رشته های اتصال میان پدیده های جهان.

                 2-فراهم آوردن مقدمات برای شناخت یقینی قوانین.

                 3-تحکیم پایه های آزمایش های تجربی به عنوان روش تحقیق.

    و علوم تجربی با این سه ثمره می تواند به شناخت دست پیدا کند

    23-کلیت و ضرورت قوانین علمی را باید در کجا جست و جو کرد؟

    کلیت و ضرورت در قوانین علوم تجربی به وسیله اصول اثبات شده بوسیله فلسفه است(علیت و ...)  فلسفه درباره اصول کلی علوم تجربی می کند و پس از کسب اطمینان از صحت آنها ، آنها را در اختیار دانشمندان علوم تجربی قرار می دهد تا آنها بتوانند با استفاده از آنها به تحقیق علمی بپردازند.

    24-نتیجه ی یک تجربه علمی در چه صورتی می تواند تعمیم یافته به صورت یک قانون علمی در آید؟(جواز تعمیم در علوم تجربی چیست؟)

    علوم تجربی وابسته به آزمایش و در آزمایشات علوم مختلف تجربی  نتیجه همان آزمایش برای همان مورد قابل قبول است و به موارد مشابه سرا یت نمی کند حتی اگر تعداد آزمایشات زیاد می شود باز هم نتیجه برای همان موارد محدود خواهد بود ولی در قوانین تجربی ما با یک کلیت سر و کار داریم و قوانین علمی همیشه بیانگر قانون کلی و ضروری است و نتیجه آزمایش به موارد آزمایش نشده تعمیم می شود.

    جواز تعمیم موارد جزیی آزمایش شده به کل افراد آن مجموعه بواسطه اصول اثبات شده در فلسفه است این اصول عبارتند:اصل علیت ، یکنواخت عمل طبیعت و...

     25-مراتب هستی در نظام هستی را از نظر حکمای مشاء توضیح دهید؟

    فلسفه مشاء ثابت می کند بین خداوند و جهان ماده فرشتگان بی شماری هستند  ، در ده مرتبه که به عقول ده گانه مشهور هستند (عقول عشره) این عقول هم واسطه فیض آفرینش از خداوند جهان ماده هستند و هم واسطه تکامل و رسیدن انسان به خداوند هستند در حقیقت خداوند هم علت العلل همه موجودات است و هم غایت و هدف تکامل همه موجودات و این دو کار بواسطه عقول عشره صورت می پذیرد.

    آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 17:15
    ارسال دیدگاه
  • *درس سوم*

     

    1- الف:اصل واقعیت مستقل از ذهن را توضیح دهید؟

    اصل واقعیت مستقل از ذهن:در گذشته بسیاری از سوفسطائیان بر این اعتقاد بودند که در عالم  خارج از ذهن هیچ واقعیتی وجود ندارد و انسان خیال می کند در عالم خارج از ذهنش واقعیت ها وجود دارند. بنابراین فیلسوفان در ابتدای مباحث مربوط به وجود موظف بودند واقعیت ها را مستقل از ذهن آدمی ثابت کنند تا بتوانند وجود آنها را بررسی کنند.

    ب:نخستین و مهم ترین اصلی که می تواند مبداء تحقیق فلسفی قرار گیرد چیست،آن را توضیح دهید؟

    اصل واقعیت مستقل از ادراک آدمی است. این اصل یقینی که ذهن بشر از قبول آن ابایی ندارد،مرز جدایی فلسفه از سفسطه است،با این تفاوت که سوفسطایی نیز در عمق ذهن و ادراک خویش بر این اصل معترف است و تنها در مقام بحث یا تاملات سطحی آن را انکار می کند.

    2- مغایرت وجود و ماهیت را با مثال توضیح دهید؟

    انسان هر واقعیتی را تصور کند متوجه می شود که برای آن واقعیت دو مفهوم قابل بررسی است که مفهوم «وجود» و مفهوم«ماهیت»

    مثلا":مفهوم ستاره که وجود بر آن حمل می شود.

    ستاره     وجود      دارد          .ستاره:موضوع     وجود:محمول       دارد:نسبت حکمیه

    اگر تمام واقعیت های جهان موضوع چنین قضیه ای قرار گیرند می توان وجود را به عنوان محمول به آنها حمل کنیم ولی حقیقت آن است که به کلیه مفاهیم جهان ،  وجود و ماهیت اطلاق می شوداما مفهوم وجود در عالم غیر از مفهوم ماهیت است ولی در عالم خارج در اشیاء مختلف با هم یکی می شوند.

    3- ماهیت را تعریف کنید؟

     ماهیت هر شئ عبارت است از چیستی آن شئ.

    4- یک دلیل در اثبات مغایرت وجود و ماهیت بنویسید و آن را با یک مثال توضیح دهید؟

    دلیل:مفهوم وجود غیر از مفهوم ماهیت است چون اگر ماهیت و وجود در واقعیت های جهان یکی بود با اثبات یا تصور ماهیت یک چیز وجودش ثابت می شد،در صورتی که در بسیاری از موارد چنین نیست. مثلا" ققنوس یا هیولا یا دیو ، هرکسی در ذهن خود ماهیتی دقیق برای آنها تصور می کند ولی حقیقت این است که با تصور ماهیت یک شئ وجود آن ثابت نمی شود. این بحث در فلسفه با عنوان مغایرت وجود با ماهیت یا زیادت وجود بر ماهیت در ذهن ،یکی از اصول حکماست.

    5- الف:مواد قضایا(وجوب ،امکان و امتناع)را با مثال بنویسید؟

    در هر قضیه که محمولی به موضوع نسبت داده می شود بین موضوع و محمول سه گونه رابطه برقرار است:

               1-یا نسبت دادن محمول به موضوع واجب است که رابطه این موضوع و محمول را وجوبی می نامند.

               2- و یا نسبت دادن محمول به موضوع به نحو مثبت و هم منفی قابل تصور است که رابطه را امکانی می خوانند.

               3- و یا نسبت دادن محمول به موضوع محال است که این رابطه را امتناعی می نامند.

    مثال:

     مجموع زوایای مثلث 180درجه است. ←رابطه ی وجوبی

          موضوع             محمول

    در یک شکل هندسی کثیرالضلاع 10 زاویه ی قائمه وجود دارد.←رابطه ی امکانی

                 موضوع                        محمول

    مجموع زوایای یک مثلث 270 درجه است.←رابطه ی امتناعی

            موضوع                    محمول

    ب:رابطه امتناعی را از نظر منطقیین با مثال توضیح دهید؟

                1 - عقل همواره از قبول این رابطه امتناع می ورزد. - امکان ندارد بین موضوع و محمول رابطه برقرار شود

    6- مواد ثلاث (وجوب ،امکان و امتناع ) را از نظر حکما با مثال توضیح دید؟

    اگر محمول قضیه ای وجود قرار گیرد برای نوشتن قضیه آن سه حالت قابل تصور است:

              1- رابطه بین موضوع و محمول وجوبی است و موضوع ضرورتا" وجود دارد. مانند خداوند وجود دارد.← واجب الوجود    مانند ذات خدا

              2- رابطه ی بین موضوع و محمول امکانی است و موضوع هم می تواند وجود داشته باشد و هم نباشد.←ممکن الوجود   مانند همه موجودات غیر از ذات خدا

              3- رابطه ی بین موضوع و محمول امتناعی است و وجود موضوع محال است. مانند شریک خدا وجود دارد.← ممتنع الوجود   مانند شریک خدا

     

    آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 17:13
    ارسال دیدگاه
  • *درس دوم*

     

    1- اوضاع فکری مسلمانان در دوران خلافت بنی امیه چگونه بود؟

    دوران خلافت بنی امیه آمیخته با ظلم و سیاهی بود.در این دوره حکومت قومی و آداب جاهلیت تا حدی تجدید حیات یافت در نتیجه شرایط برای فعالیتهای فکری و فرهنگی به حال تعطیل در آمد و فرهنگ اسلامی دچار فترت و رکود شد.

    2-اوضاع فرهنگی مسلمانان در دوران خلافت بنی عباس چگونه بود؟

    خلافت بنی عباس نیز اگر چه با ظلم و ستم همراه بود اما از جنبه های علمی ،اوضاع را تا حدودی دگرگون کرد.

    3- در دوران خلافت بنی عباس دو واقعه ی مهم رخ داد،آن دو را بنویسید؟

                                    1- ایرانیان به دستگاه خلافت را یافتند.           2- بغداد مرکز خلافت اسلامی قرار گرفت.

    این دو واقعه تاثیر عمیقی بر رشد فلسفه و علوم دیگر گذاشت.

    4- ایرانیان پیش از اسلام چگونه با فرهنگ یونانی آشنا شدند؟

    اندکی پیش از فتوحات مسلمانان ، انوشیروان ساسانی در خوزستان مدرسه ای تاسیس کرد و بسیاری از کتب سریانی ،هندی و یونانی را در آنجا گرد آورد.این مدرسه هفت تن از فلاسفه ی نو افلاطونی را که از آتن اخراج شده بودند را به استادی پذیرفت و به آنان اجازه داد که دانش خود را منتشر سازند.بدین ترتیب ایرانیان قبل از تسلط مسلمانان با فرهنگ یونانی آشنا شده بودند.

    5- بیت الحکمه در چه شهری و توسط چه کسی تاسیس شد؟

     در شهر بغداد و توسط هارون .

    6- بیت الحکمه در چه زمانی رونق یافت و چه تاثیری در فرهنگ مسلمانان داشت؟

    بیت الحکمه در زمان مامون عباسی رونق زیادی یافت و در این بیت الحکمه تمام کتب علمی جهان ترجمه و تدریس می شد و کار مطالعه و تحقیق بالا گرفت.

    7- اسکندر افرودیسی از شارحان ............. و ابن سینا اورا .............. نامید؟

    حکمت ارسطویی- فاضل متاخرین .

     

    8- ترجمه ی آثار فلاسفه ی یونانی به زبان عربی چه تاثیری در اندیشه ی مسلمانان بر جای نهاد؟

    بدین ترتیب میراث فلاسفه ی یونان و آنچه از معارف ملل قدیم غرب آسیا در حوزه های اسکندریه و حران و غیر آنها تمرکز یافته بود ، در دسترس مسلمانان قرار گرفت. مسلمانان نیز پرورش یافته ی دینی بودند که از یک طرف عالی ترین معارف توحیدی و عمیق ترین دیدگاه ها رادر خصوص جهان هستی تعلیم می داد و از طرف دیگر راه را برای تحصیل علم و حکمت هموار کرده بود.

    9- فلسفه ی اسلامی چگونه تاسیس شد؟

    از طریق آثار ترجمه شده با حکمای یونان هم سخن شده و آرای آن ها را نقد کردند و نظام فلسفه نوینی را سامان دادند. نظام فلسفی ضمن برخورداری از آرای افلاطون و به خصوص ارسطو ، اندیشه های جدیدی را نیز در بر داشت  ، بدین ترتیب فلسفه ی اسلامی تاسیس شد.

    10- فلسفه اسلامی در آغاز چه نامیده شد؟ چرا؟

     فلسفه مشاء←به جهت غلبه ی گرایش ارسطویی آن.

    11- متفکران مسیحی درقرن هایی مختلف تحت های تاثیر چه کسانی قرار گرفتند؟

    به تدریج از قرن دوازدهم آثار ابوعلی سینا ،ابن رشدبه زبان عربی  ترجمه شد و  آ لبرت کبیر، توماس آکوئینی ونا مداران دیگری بودند که برخی به شدت تحت تا ثیر قرار گرفتند.

    12- متفکران مسیحی از چه زمانی تحت تاثیر  فلا سفه ی اسلامی قرار گرفتند؟

    متفکران مسیحی طی قرن هایی متمادی تنها تاحدودیی با افکار افلاطون ونوافلاطونیان آشنایی داشتند اما این آشنایی ار قرن دوازدهم به بعد با ترجمه آثار دانشمندان مسلمان شدت گرفت .

    13- ترجمه ی آثار فلاسفه ی اسلامی به زبان لاتین چه تاثیری در تفکر مغرب زمین داشت ؟

    آنان از طریق آثار فلاسفه اسلامی علاوه برکسب شناخت گسترده تر از اندیشه هایی ارسطو با ابتکارات فیلسوفان اسلامی که در راه سازگار کردن اعتقاد ات دینی بااستدلال های عقلی گام های بلندی برداشته بودند.

    14- اندیشه ی فیلسوفان مسلمان چگونه در رشد وبا لندگی فلسفه ی مغرب زمین  موثر واقع شد؟

    با ترجمه آثار علمی و فلسفی دانشمندان مسلمان به زبان لاتین

    15- چه عاملی سبب شد که از قرن سیزدهم به بعد عنصری به نام عقل بر فرهنگ مسیحی تاثیر گذارد؟

    از قرن 13 به بعد با ترجمه آثار فلاسفه اسلامی غربیان با اعتقادات دینی همراه با استدلال عقلی آشنا شدند و عنصر  درخشان عقل که در فلسفه ی اسلامی جایگاهی خاص داشت بر فرهنگ مسیحی تاثیر آشکار به جا نهاد.

    16- ابن سینا و ابن رشد چه تاثیری در تفکر مغرب زمین داشتند؟

    تاثیر عقلانیت ابن سینا و ابن رشد در فرهنگ غرب به حدی است که مورخان فلسفه اصالت عقل اروپاییان را در عصر جدید تا حد زیادی متاثر از فلسفه ی اسلامی می دانند.

    17- متفکران معروف دانشگاه پاریس و دانشگاه آکسفورد را نام برده و بنویسید تحت تاثیر چه کسانی قرار گرفته بودند؟

    دانشگاه پاریس: آلبرت کبیر ،توماس آکوئینی،تحت تاثیر ابن سینا

    دانشگاه آکسفورد:راجر بیکن ،بیکن از نظر فلسفی تحت تاثیر ابن سینا و از نظر علمی تحت تاثیر ابن هیثم فیزیک دان بزرگ اسلامی قرار داشت.

    18- به نظر مورخین فلسفه،اصالت عقل اروپائیان در عصر جدید متاثر از کدام فلسفه است؟

    اصالت عقل اروپائیان تا حد زیادی تحت تاثیر فلسفه ی اسلامی است.

    19- نام بزرگترین دایره المعارف فارسی چیست؟

    دره التاج،از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی و قطب الدین شیرازی است،در قرن هفتم.

    20- کتاب ( محاکمات ) از کیست و موضوع آن چیست؟

     قطب الدین رازی

     (ارزیابی شرح های خواجه نصیر و فخر رازی بر اشارات)

    آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 17:12
    ارسال دیدگاه
  • درس اول*

    1- فلسفه چه رابطه ای با علوم تجربی دارد؟

    علوم تجربی بر اصول و پایه هایی استوار است  که عبارتند از :

    واقعیت داشتن جهان ، قابل شناخت بودن ، اصل علیت،درستی روش تجربه و آزمایش و ...این اصول بوسیله فلسفه مورد بررسی قرار گرفته و اثبات شده و در اختیار علوم تجربی قرار می گیرند.

    2- فلسفه چه رابطه ای با علوم انسانی دارد؟

    هر یک از رشته های علوم انسانی متکی به یک بینش فلسفی است و دانشمندان علوم انسانی (روان شناسی،جامعه شناسی،سیاست،حقوق و ...)بسته به اینکه پیرو کدام مکتب فلسفی باشند نظریاتشان در رشته ی تحقیقی شان با دیگر دانشمندان همان رشته که پیرو مکاتب فلسفی دیگر هستند تفاوت اساسی دارد پس بر اساس دیدگاه های مختلف فلسفس مکاتب و روش های مختلفی در علوم انسانی پدید می اید.

    3- مابعدالطبیعه را تعریف کنید؟

    علم به احول موجودات از حیث وجود  و  فلسفه علم هستی شناسی است و بر این اعتبار به آن مابعدالطبیعه می گویند.

    4- علوم مختلف و فلسفه هر کدام موجودات را چگونه بررسی می کنند؟

    هر یک از علوم گوناگون به مطالعه ی چهره ای خاص از موجودات می پردازد.ریاضیات با کمیت و مقدار اشیاء سروکار دارد.فیزیک خواص ظاهری اشیاء مانند سردی و گرمی،حرکت سکون،جرم،نیرو،شتاب و...رامطالعه می کند.زمین شناسی با عوارض زمین و مواد تشکیل دهنده ی آن سروکار دارد،زیست شناسی حیات موجودات زنده را بررسی می کند و ...

    5- موضوع فلسفه چیست؟

    موضوع:وجود=مطلق وجود=وجود محض=بررسی جهان هستی از آن جهت که وجود دارد.

    6- روش مابعدالطبیعه را توضیح داده و بنویسید چرا در فلسفه نمی توان از روش تجربه استفاده کرد؟

    روش:مابعدالطبیعه وجود اشیاء را به کمک تبیین عقلانی یعنی به روش تعقلی می شناسد و با قدم عقل و برهان به پیش می رود.فلسفه به مطالعه ی عمق واقعیت اشیاء می پردازد. چنین تعمقی در اشیاء به روش تجربی و با اسباب و ابزار آزمایشگاهی مقدور نیست. زیرا این روش و ابزار تنها برای شناخت ظواهر و چهره های محسوس اشیاء به کار می آیند  نه  برای مطالعه در عمق و حقیقت نادیدنی آنها.

    7- زبان مابعدالطبیعه را توضیح دهید؟

    مابعدالطبیعه مباحث خود را در ضمن  مفاهیمی چون وجوب و امکان ،علت و معلول،حادث و قدیم ،جوهر و عرض،وجود و ماهیت و ... تبیین می کند

    8- هدف مابعدالطبیعه را توضیح دهید؟

    هدف:مباحث وجود نیز در فلسفه به قصد شناخت کل جهان هستی است. شناخت کل جهان هستی به عنوان یک مجموعه ی واحد.

    9- در چه لحظاتی انسان دچار حیرت می شود؟

    انسان وقتی در برابر عالم وجود دچار حیرت و شگفتی می شود وارد فطرت ثانی شده است.

    10- فطرت اول و فطرت ثانی را با مثال توضیح دهید؟ 

    فطرت اول همان حالت عادی و روزمره زندگی ماست.(تشکیل خانواده،تحصیلات دانشگاهی،و...)

    فطرت ثانی:هنگامی که انسان درباره ی مسائل کلی جهان هستی  هدف زندگی و جایگاه انسان در جهان هستی به تفکر فرو می رود و برای پاسخ گویی به سوالات خود به فکر فرو می رود در فطرت ثانی قرار دارد.بشر ذاتا" متفکر است و تفکر همان فطرت ثانی اوست.

    11- با توجه به آیات و روایات توضیح دهید که دین دارای ماهیت فلسفی است؟

    هر جا که در قران و روایات مباحثی چون مبداء وجود،مراتب جهان هستی ،جایگاه انسان در جهان هستی و ...(مسائل مربوط به وجود شناسی)آمده است این مباحث مربوط به قلمرو فلسفه است پس بسیاری از آیات قران کریم و روایات ماهیت فلسفی دارند

    12- سخن امام سجاد (ع) را درباره ی توحید بنویسید؟

    امام سجاد (ع) درباره ی توحید فرموده اند:خداوند می دانست در آخرالزمان گروه هایی ژرف اندیش خواهند آمد.از این رو سوره ی توحید و آیات اول سوره ی حدید ( یعنی:هوالاولو الاخرو الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم) را فرستاد و هر کس سخنی غیر از آنان را بگوید هلاک شده است.

     

    13- دو جبهه های مختلف را که در صدر اسلام در قبال مسائل عقلی پدید آمدند نام برده و عقاید هر کدام را بنویسید؟

    در صدر اسلام در میان عامه (مسلمانان اهل سنت ) دو جبهه مختلف در قبال مسائل به وجود آمد: یکی جبهه ی نفی و تعطیل که پیشروان آن گروهی به نام اهل حدیث یا همان اشاعره و گروهی دیگر که به اصالت عقل معتقد بودند  به نام معتزله :

    الف- اشاعره:

                  1-به اهل حدیث مشهور بودند و هر گونه بحث و تفکر در پیرامون جهان هستی را ناروا می شمردند.

                  2-معلوماتشان در حد نقل احادیث و خواندن ظاهر آیات بود.

                  3-تفسیر و تحقیق درمورد مسائل مابعدالطبیعه و حتی تفسیر در آیات قران را ناروا می دانستند.

    ب - معتزله:

                1-بحث عقلانی را جایز می شمردند حتی مسائلی از قرآن که با اعتقاد  آنها سازگار نبود را رد می کردند.

                2-این گروه به شیعه نزدیکتر بودند و از عقل فلسفی و استدلالی بهره مند بودند.

                3-بسیاری از مسائل وارد شده در قران را رد می کردند چون با عقل خود سازگار نمی دیدند.

    14- اهل حدیث به پرسش کننده گان مسائل عقلی چه پاسخی می دادند؟

    جمله ی <<الکیفیته مجهوله و السوال بدعه>> را که ظاهرا" جمله ی شایعی بوده ، مطرح می کردند.

    15- روش پیشوایان دین در برخورد با پرسش کنند گان مسائل عقلی چگونه بود؟

    آنها هیچ سوالی را محکوم نمی کردند و بدعت نمی شمردند. مکرر از ائمه ی اطهار (ع) پرسش هایی شده است و آنان نه تنها به تعطیل تفکر امر ننموده اند بلکه پاسخ هایی در حد توان فکری پرسش کننده بیان نموده اند.

    16- خاستگاه فلسفه اسلامی را باید در کجا جستجو کرد؟

    خاستگاه فلسفه ی اسلامی را باید در متن و بطن خود اسلام جست و جو کرد نه در برخورد تاریخی اسلام با فلسفه های دیگر.

    آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 17:11
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی چهارشنبه 11 مهر 1397 23:25 نظرات ()


    یکی از سوالات اساسی درباره زندگی مولانا جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی این است که چه اتفاقی رخ دادکه او این چنین در عرصه¬ی شعر و عرفان، یگانه و بی همانند شد.

    نویسنده : حسین نعمتی
    در بخش اول یادداشت اشاره کردیم به غزلی از مولاناجلال الدین محمد بلخی در دیوان کبیر که در آن راز تغییر و تحول شگفت انگیز مولوی از یک عالم و مفتی به یک عارف واصل بیان شده است ، غزلی با مطلع :
    مرده بدم زنده شدم گریه بودم خنده شدم / دولت عشق آمدو من دولت پاینده شدم
    ِسر و راز این تحول شگفت انگیز تاریخی، چیزی جز دعوت شمس تبریزی از مولانا برای دست شستن از تعلقات و دلبستگی ها نبود.
    مولوی پس از ترک تعلقات و پاگذاشتن برروی هوای نفس، وارد مرحله¬ی جدیدی از زندگیش شد که خود ،آن را زنده شدن ، خنده شدن ،تابش جان یافتن،ماه شدن،یوسفْ زاینده شدن و دولتِ پاینده شدن نامیده است.
    تابش جان یافت دلم واشد و بشکافت دلم
    اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم
    زهره بدم ماه شدم چرخ دو صد تاه شدم
    یوسف بودم ز کنون یوسف زاینده شدم
    مرده بودم زنده شدم گریه بودم خنده شدم
    دولت عشق آمده و من دولت پاینده شدم

    و از آن پس، اندیشه ها و اشعار مولانا فراگیر و جهانگیر شد.
    نکته جالب دیگر آنکه شمس به مولوی هیچ وعده ای هم نمی¬دهد اما مولانا با علم به وعده ندادن شمس تبریزی دست ارادت به شمس داد .

    قطعا اگر مولوی این دلبستگی ها و تعلقات را رها نمی کرد امروز ما با چنین انسانی روبرو نبودیم بلکه با یکی از عالمان روبرو بودیم که کثیری از آنها در تاریخ هستند و البته بسیار ارزشمندند اما آنها کجا و این شگفتی تبار انسانی کجا.(به قول استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب گزیده غزلیات شمس)
    آخرین ویرایش: جمعه 13 مهر 1397 13:37
    ارسال دیدگاه


  • روز جهانی معلم,5 اکتبر روز جهانی معلم,13 مهر روز جهانی معلم

    از سال 1994 پنجم اکتبر از سوی یونسکو «روز جهانی معلم» نامگذاری شده است

     

    5 اکتبر؛ روز جهانی معلم
    از سال 1994 به بعد، پنجم اکتبر (13مهرماه) هر سال از سوی یونسکو «روز جهانی معلم» اعلام شده است. هدف از اعلام چنین روزی بهادادن به معلمان، قدردانی از آنها و بررسی مشکلاتشان در سراسر دنیا اعلام شده است اما بحث «روز معلم» چیز دیگری است.

     

    کشورهایی که «روز معلم» را در تقویم تاریخ خود ثبت کرده اند. هریک دلیل و بهانه ی خاصی برای ثبت چنین روزی دارند و هر یک به گونه ای مراسم بزرگداشت روز معلم را جشن می گیرند. به بهانه ی «روز معلم» نگاه مختصری به بیان زمان و تاریخچه ی این روز و نحوه ی بزرگداشت آن در کشورهای مختلف دنیا انداخته ایم.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 10 مهر 1397 23:56
    ارسال دیدگاه
  • همانطور که می دانید همه‌ی سیارات منظومه‌ی شمسی به دور خورشید در گردشند اما برای ما که روی زمین هستیم به نظر می رسد خورشید است که به دور زمین در حال چرخش است. به این مسیر فرضی خورشید در آسمان که در طول سال طی می کند، دایره البروج (Ecliptic) می گویند. چند هزار سال پیش یونانی‌های دوران باستان با ستاره‌هایی که خورشید از میان آن‌ها می‌گذرد ۱۲ شکل فرضی ساختند. هر کدام از این صورت‌های فلکی را «برج» می گویند.

    هر برج فلکی بطور متوسط نماینده ۳۰ درجه حرکت خورشید بر صفحه دایره شکل دایرةالبروج است که بطور متوسط با یکماه خورشیدی (گاه‌شمار هجری خورشیدی) هماهنگ است. از این رو، برج به معنی ماه (بعنوان یک دوازدهم سال) نیز در نظر گرفته می‌شود.

    در واقع هر برج‌ یک دوازدهم  مسیر فرضی حرکت خورشید در آسمان است که یکماه به طول می انجامد اما صورت‌ فلکی آرایشی از ستاره هاست که شکل خاصی را در ذهن بیننده القا می کند.


    هزاران سال پیش، خورشید، هنگام آغاز بهار، صورت فلکی حوت را ترک می‌کرد و وارد حمل (قوچ) می‌شد. صورت فلکی حوت به شکل دو ماهی در آسمان دیده می‌شود. برای همین است که ایرانی‌ها هنگام نوروز دو ماهی قرمز کوچک در سفره‌ی هفت سین می‌گذارند. یک ماه طول می‌کشد که خورشید (در واقع زمین) هر کدام از برج‌ها را طی کند و وارد برج بعد شود. هنوز نیز گاهی مردم به ویژه افرادی که سن بیشتری دارند به جای واژه‌ی ماه از کلمه‌ی برج استفاده می‌کنند.

    در تصاویر زیر آرایش ستاره ها برای 12 ماه سال به تصویر کشیده شده است


    جدول زیر اطلاعات بیشتری در مورد اسامی صور فلکی در اختیار قرار می دهد. منبع این جدول وب سایت ویکی پدیا می باشد

    برج نام فارسی نام لاتین ماه‌های خورشیدی تاریخ‌ خورشیدی تاریخ‌های میلادی
    حَمَل

    قوچ، بره

    Aries

    فروردین

    ۱ فروردین - ۳۱ فروردین

    ۲۱ مارس – ۲۰ آوریل

    ثور

    گاو نر

    Taurus

    اردیبهشت

     ۱اردیبهشت-۳۱ اردیبهشت

    ۲۱ آوریل – ۲۱ مه

    جوزا

    دوپیکر

    Gemini

    خرداد

    ۱ خرداد - ۳۱ خرداد

    ۲۲ مه – ۲۱ ژوئن

    سرطان

    خرچنگ

    Cancer

    تیر

    ۱ تیر - ۳۱ تیر

    ۲۲ ژوئن – ۲۲ ژوئیه

    اسد

    شیر

    Leo

    مرداد

    ۱ مرداد - ۳۱ مرداد

    ۲۳ ژوئیه – ۲۲ اوت

    سنبله

    خوشه

    Virgo

    شهریور

    ۱ شهریور - ۱ مهر

    ۲۳ اوت – ۲۳ سپتامبر

    میزان

    ترازو

    Libra

    مهر

    ۲ مهر - ۱ آبان

    ۲۴ سپتامبر – ۲۳ اکتبر

    عقرب

    عقرب

    Scorpios

    آبان

    ۲ آبان - ۱ آذر

    ۲۴ اکتبر – ۲۲ نوامبر

    قوس

    کمان - کماندار

    Sagittarius

    آذر

    ۲ آذر - ۳۰ آذر

    ۲۳ نوامبر – ۲۱ دسامبر

    جدی

    بز

    Capricorns

    دی

    ۱ دی - ۳۰ دی

    ۲۲ دسامبر – ۲۰ ژانویه

    دلو

    آبریز

    Aquarius

    بهمن

    ۱ بهمن - ۳۰ بهمن

    ۲۱ ژانویه – ۱۹ فوریه

    حوت

    ماهی

    Pisces

    اسفند

    ۱ اسفند - ۲۹ اسفند

    ۲۰ فوریه – ۲۰ مارس

     


    اگر تمایل دارید اطلاعات بیشتری در مورد صور فلکی کسب کنید می توانید نرم افزار  stellarium را روی سیستم خود نصب کنید. به کمک این نرم افزار می توانید از محل سکونت خود آسمان را دقیق تر بررسی کنید

    آخرین ویرایش: سه شنبه 10 مهر 1397 21:04
    ارسال دیدگاه
  • مهرگان یا جشن مهر یکی از بزرگترین جشن‌های ایران است که در مهر روز از ماه مهر برگزار می‌شود. «مهرگان» پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان باستان بوده‌است.[۱] این جشن در جوامع ایرانی خارج از ایران نیز به گستردگی برگزار می‌شود.[۲]

    این جشن در روزهای آغازین فصل پاییز برگزار می‌شود. زرتشتیان ایران و خارج از ایران آن را در دهم مهر یا نزدیک‌ترین زمان به دهم مهر یا پیش از آن برگزار می‌کنند.[۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵] این جشن در مهر روز آغاز می‌شود و شش روز به درازا می‌انجامد و در روز رام روز به پایان می‌رسد. نخستین روز جشن، مهرگان عامه (همگانی) و واپسین روز جشن، مهرگان خاصه (ویژه) نامیده می‌شود.[نیازمند منبع] در زمان ساسانیان بر این باور بودند که اهوره‌مزدا یاقوت را در روز نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده‌است و از دیر باز ایرانیان بر این باور بودند که در این روز کاوه آهنگر علیه ضحاک به پاخواست و فریدون بر اژی دهاک (ضحاک) غلبه کرد.[۱۶] مردم ایران از هزاره دوم پیش از میلاد آن را جشن می‌گیرند. مهرگان نیز همانند نوروز با آیین یگانه و آداب و رسوم ویژه برگزار می‌شود.[۱۷] مهر یا میترا در زبان فارسی به معنای «فروغ، روشنایی، دوستی، پیوستگی، پیوند و محبت» است و ضد دروغ، دروغ‌گویی، پیمان‌شکنی و نامهربانی کردن است. فلسفه جشن مهرگان سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمت‌هایی است که به انسان ارزانی داشته و استوار کردن دوستی‌ها و مهرورزی میان انسانهاست.[۱۷]

    آخرین ویرایش: شنبه 7 مهر 1397 19:42
    ارسال دیدگاه
  • آخرین ویرایش: شنبه 7 مهر 1397 21:43
    ارسال دیدگاه
  •    
    آخرین ویرایش: شنبه 7 مهر 1397 21:40
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 171 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...