منوی اصلی
دانشگاه فرهنگیان قزوین
انجمن علم فرهنگ(تربیت معلم قزوین)
  • علم فرهنگ جمعه 27 شهریور 1394 18:24 نظرات ()

    دانشگاه فرهنگیان قزوین انجمن علم فرهنگ

    پست الکترونیک انجمن :elmfarhang@chmail.ir

    انجمن علم فرهنگ هیچ صفحه ای دیگری در عرصه الکترونیکی ندارد 

    و تنها صفحۀ رسمی این وب است.



    کانون مشاوران انجمن در روز های شنبه و چهار شنبه ساعت 21الی22 به صورت الکترونیک اقدام به ارائه ی مشاوره ی تحصیلی به مخاطبین گرامی انجمن علم فرهنگ نموده است

    جهت دریافت مشاوره روی علامت زیر کلیک فرمایید

     



    آخرین ویرایش: جمعه 4 آبان 1397 15:25
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی دوشنبه 21 آبان 1397 13:18 نظرات ()

    بررسی مفاهیم نمادین رنگ در پوشاک و منسوجات شاهنامه فردوسی (مطالعه موردی ، رنگهای سیاه،سپید،سرخ و زرد)

    چکیده:
    پژوهش حاضر به مطالعه مفاهیم نمادین رنگ در پوشاک و منسوجات شاهنامه پرداخته است و از بینرنگها، چهار رنگ (سیاه، سپید، سرخ و زرد) که آمار بیشتری را در شاهنامه به خود اختصاص دادهاست انتخاب شد. با توجه به اینکه رابطه معناداری میان کاربرد رنگ در پوشاک و منسوجات باشخصیتها و وقایع داستان دیده میشود بطوری که درفش و خیمه هر پهلوان با رنگ ویژه ای ظاهرمیشود و این همه قابلیت تأویل نمادین پیدا میکند پژوهشگر بر آن شد تا به مطالعه و ارتباط اینمفاهیم بپردازد. چگونگی بهره بردن فردوسی از رنگ در پوشاک و منسوجات شاهنامه و ارتباط آن بامفاهیم نمادینی که هر رنگ در شاهنامه دارد پرسشهایی هستند که در این پژوهش به آن پرداختهشده است. به طور کلی یافتههای این پژوهش به استخراج واژگان رنگی و جانشینان آن و دفعاتکاربرد هر رنگ منجر و در پی آن مفاهیم نمادین چهار رنگ ذکر شده در پوشاک و منسوجاتشاهنامه مورد مطالعه قرار گرفت و اطلاعات ضروری تحقیق از روش توصیفی - تحلیلی که شاملمطالعه اسنادی است، جمعآوری شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که بکارگیری رنگ در پوشاکو منسوجات شاهنامه بصورت نمادین و با توجه به ویژگی شخصیتهای داستان صورت گرفته است .

    پدیدآور: نرجس مقدسی استاد راهنما: عباس نامجو
    دانشگاه علم و فرهنگ تهران، دانشکده هنر و معماری
    آخرین ویرایش: دوشنبه 21 آبان 1397 00:17
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی یکشنبه 20 آبان 1397 22:38 نظرات ()
    عرفانِ نا ـ زاهدانه یا رندانۀ حافظ البته چیزی نیست که در فضای فرهنگ زاهدنمای ما تاب آوردنی باشد. زیرا در فرهنگ ما عرفان و زهد همیشه هم عنان بوده اند، حتی در میان آنانی که با نمادآوری عرفانی به ظاهر انکار زهد کرده اند (که با عاشقی ناسازگار است) از این رو، این عرفان دلیرانه می گوید: «آلوده گشت خرقه ولی پاکدامنم» و یا «غرقه گشتیم و نگشتیم به آب آلوده» با همه ستیزۀ بنیانی که با زهد و زاهدی دارد، سرانجام می بایست دوباره به دام زهد افتد و شعر تر پر از بازیگوشی او در زیر فشار تفسیر مکانیکی زاهدانه از نو خرقۀ زهد بپوشد و معنای زاهدانه به خود بگیرد تا به جایی که نه تنها شیخ خانقاه که شیخ سجاده نشین و منبرنشین نیز دم از مستی و رندی زند و شعر «عرفانی» بگوید و از دست برداشتن از مستی توبه کند! این یعنی باز بردن حافظ از «میخانه» به خانقاه و مسجد و نشاندن او بر سر سجادۀ زهد که شش قرن پس از او ادامه داشته است.

    رندی افقی دیگر از رفتار و اخلاق را نیز می گشاید که با رفتار و اخلاق رسمی اهل مدرسه و خانقاه هیچ سازگار نیست. بنابراین، این مفهوم، پس از درآمیختگی مکتب شرقی و غربی در قلمرو زبان فارسی بیش از همه به دست آنان کژ و کوژ شده است تا در دیدگاه زاهدانۀ ایشان بگنجد.

    رندی آن قلمروی از آزاده جانی و آزاداندیشی است که در متن یک فرهنگ دینی از راه تأویل کلام و حیاتی بدان می توان رسید. حافظ منطق وجودی انسان را چنان که از گزارش تأویلی قرآن بر می آید، تا نهایت دنبال می کند و تا بدان جا می کشاند که هیچ کس دیگری پیش و پس از او در پهنۀ فرهنگ ایرانی نکرده است و از این راه است که او از عالم رندی سر در می آورد که رویاروی عالم زهد است. او در واقع بساط فرهنگ چند صد سالۀ زهد را در پشت سر خود واژگون می کند و چشم اندازی از جهان را پیش رو می آورد که تنها او و رندانی چون او جرأت زیستن در آن و با منطق آن را دارند و اگر دید زاهدانه و منطق زاهدانه دوباره با زور تفسیرهای خود او را در سیاه چال خود بلعیده است، هیچ جای شگفتی نیست، زیرا زهد، و به ویژه زهد ریا، اساس فرهنگ ماست". (هستی شناسی حافظ، ص۲۰۸ ).

    دکتر بهاء الدین خرمشاهی درباره رند و رندی ضمن برشمردن آرا و نظریات دیگران

    می آورد:

    " دومین و از نظر مرتبه و اهمیت چه بسا اولین پیام و دستاورد حافظ در جنب عشق، رندی است. عشق در شعر فارسی، بر ساختۀ او نیست، برکشیدۀ اوست، اما رندی هم بر ساخته و هم برکشیدۀ اوست. رند و رندی مانند پیر مغان و خرابات مغان از آفریده های طبع حافظ و از افزوده های او به جهان شعر و شعر جهان است" .
    آخرین ویرایش: جمعه 18 آبان 1397 22:37
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی یکشنبه 20 آبان 1397 22:37 نظرات ()
    رند، واژه ای فارسی است به معنای زیرک، حیله گر، منکر، بی قید و لاابالی، بی سر و پا و آن که پایبند آداب و رسوم عمومی و اجتماعی نباشد و مصلحت اندیشی را انکار کند و هرچه پیش بیاید انجام دهد و بگوید.

    در اصطلاح تصوف، کسی است که ظاهر خود را در ملامت دارد و باطنش سالم باشد و نیز، دوستدار ذاتی که از التفات به غیر خدا آزاد گشته است، به تمامی گرفتار او شده، جز او کسی را نشناسد و جز او نبیند و نیندیشد.

    او کسی است که تمام رسوم ظاهری و قید و بندهای معمول را رها کرده و محو حقیقت شده باشد، اسرار حقیقت را دریافته و شریعت و طریقت را طی کرده باشد و به عبارت دیگر، به هیچ قیدی جز خدا مقید نباشد. واژۀ رند در تاریخچۀ خود سه مرحله را پشت سر گذاشته است:

    در مرحلۀ اول، این واژه معنایی منفی دارد.

    در مرحلۀ دوم، در متون عرفانی (به ویژه شعر) شخصیتی مطلوب دارد و برخی از خصوصیات ناپسندِ وی، مثل باده پرستی و لاابالی گری، مظهر وارستگی و سرمستی و رهایی از بندِ تعلقات می شود و این فحوای مثبت در شعر حافظ به اوج شکوفایی خود می رسد، به گونه ای که رند و رندی از واژه های نهادین شعر او به شمار می آید.

    در مرحلۀ سوم، رند دوباره معنایی منفی می یابد، چنان که امروزه در ایران رند به آدمی فرصت طلب گفته می شود که جز به سود خود و زیان دیگران به چیز دیگری نمی اندیشد و ترکیباتی از آن نیز، مانند کهنه رند و مردِ رند و خرمرد رند، کاربرد دارد.

    شماری از ترکیباتی که با واژۀ رند در شعر فارسی به کار رفته، چنین است: رند اوباش، رند بازاری، رند بی سر و پا، رند پارسا، رند جامه سوز، رند جرعه نوش، رند خداشناس، رند خرابات، رند ره نشین، رند صاحبدل، رند قلندر، رند لاابالی، رند لوند، رند مفلس قلاش و رند میکده.


    آخرین ویرایش: جمعه 18 آبان 1397 22:38
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی یکشنبه 20 آبان 1397 22:36 نظرات ()
    رند، واژه ای فارسی است به معنای زیرک، حیله گر، منکر، بی قید و لاابالی، بی سر و پا و آن که پایبند آداب و رسوم عمومی و اجتماعی نباشد و مصلحت اندیشی را انکار کند و هرچه پیش بیاید انجام دهد و بگوید.

    در اصطلاح تصوف، کسی است که ظاهر خود را در ملامت دارد و باطنش سالم باشد و نیز، دوستدار ذاتی که از التفات به غیر خدا آزاد گشته است، به تمامی گرفتار او شده، جز او کسی را نشناسد و جز او نبیند و نیندیشد.

    او کسی است که تمام رسوم ظاهری و قید و بندهای معمول را رها کرده و محو حقیقت شده باشد، اسرار حقیقت را دریافته و شریعت و طریقت را طی کرده باشد و به عبارت دیگر، به هیچ قیدی جز خدا مقید نباشد. واژۀ رند در تاریخچۀ خود سه مرحله را پشت سر گذاشته است:

    در مرحلۀ اول، این واژه معنایی منفی دارد.

    در مرحلۀ دوم، در متون عرفانی (به ویژه شعر) شخصیتی مطلوب دارد و برخی از خصوصیات ناپسندِ وی، مثل باده پرستی و لاابالی گری، مظهر وارستگی و سرمستی و رهایی از بندِ تعلقات می شود و این فحوای مثبت در شعر حافظ به اوج شکوفایی خود می رسد، به گونه ای که رند و رندی از واژه های نهادین شعر او به شمار می آید.

    در مرحلۀ سوم، رند دوباره معنایی منفی می یابد، چنان که امروزه در ایران رند به آدمی فرصت طلب گفته می شود که جز به سود خود و زیان دیگران به چیز دیگری نمی اندیشد و ترکیباتی از آن نیز، مانند کهنه رند و مردِ رند و خرمرد رند، کاربرد دارد.

    شماری از ترکیباتی که با واژۀ رند در شعر فارسی به کار رفته، چنین است: رند اوباش، رند بازاری، رند بی سر و پا، رند پارسا، رند جامه سوز، رند جرعه نوش، رند خداشناس، رند خرابات، رند ره نشین، رند صاحبدل، رند قلندر، رند لاابالی، رند لوند، رند مفلس قلاش و رند میکده.


    آخرین ویرایش: جمعه 18 آبان 1397 22:34
    ارسال دیدگاه
  • درقاموس حافظ رندی کلمه پربار شگرفی است این کلمه درسایر فرهنگ ها و زبان های قدیم و جدید جهان معادل ندارد رند تا کمی بیش از حافظ و بلکه حتی در زمان او هم معنای نامطلوب و منفی داشته است. معنای اولیه رند برابر با سفله و اراذل و اوباش بود از آن جا که حافظ نگرش «ملامتی» داشت و هر نهاد یا امر مقبول اجتماعی و همچنین هر نهاد و یا امر مردود اجتماعی را با دیدی انتقادی و ارزیابی دوباره می سنجید با تأسی و پیروی به سنایی و عطار، رند را از زیر دست و پای صاحبان جاه و مقام بیرون کشید و با خود هم پیمان و هم پیمانه کرد.
    آخرین ویرایش: جمعه 18 آبان 1397 22:32
    ارسال دیدگاه
  • اُبستروکسیون (به فرانسوی: Obstruction) یا نصاب‌شکنی[۱] عدم حضور عمدیِ گروهی از نمایندگان مجلس در هنگام رأی‌گیری، به‌قصدِ از اکثریت انداختن مجلس و جلوگیری از تصویب یک لایحه یا طرح است.

    در سیاست، استفادهٔ سامانمند از عدم حضور عمدیِ گروهی از نمایندگان در هنگام رأی‌گیری به‌عنوان یک حربه به‌کار گرفته می‌شود.

    معنای لغوی «آبستراکسیون»، ممانعت است، و در چارچوب مجلس به عمل یا کوشش اقلیتی از نمایندگان پارلمان برای جلوگیری از اخذ تصمیم و تصویب قانون، با استفاده از ابزار قانونی گفته می‌شود؛ این جلوگیری می‌تواند با استفاده از ارائهٔ نطق‌های پیاپی، طرح موارد وقت‌گیر در زمان رأی‌گیری و خروج از صحن مجلس برای از اکثریت انداختن مجلس و لغو دستور یا لایحهٔ مورد بحث صورت می‌گیرد.

    در معنای وسیع‌تر، نصاب‌شکنی یا آبستراکسیون به مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که گروهی از نمایندگان مجلس یا پارلمان یک کشور برای جلوگیری از تصویب یا نهایی شدن یک تصمیم و قانون در نشست رسمیِ نمایندگان در پیش می‌گیرند. ترک نشست علنیِ مجلس و در نتیجه نرسیدن تعداد نمایندگان حاضر به حد نصاب قانونی برای برگزاری نشست ازجملهٔ این اقدامات است.[۲]


    1. «نصاب‌شکنی» [علوم سیاسی و روابط بین‌الملل] هم‌ارزِ «obstruction»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی، «فارسی»، در دفتر دوم، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ‎۹۶۴-۷۵۳۱-۳۷-۰ (ذیل سرواژهٔ نصاب‌شکنی1)

    2. http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/11/121104_mgh_iran_majlis_ahmadinejad_row.shtml

    آخرین ویرایش: جمعه 18 آبان 1397 21:19
    ارسال دیدگاه
  • تاتی

    گویش‌های زبان تاتی ایران از دسته زبان‌های ایرانی شاخه شمال باختری هستند. گویش‌های این زبان روزگاری از آذربایجان تا شمال خراسان گسترده بود ولی امروزه با ترک‌زبان و فارسی‌زبان شدن بخشی از شمال‌ باختری ایران تنها جزیره‌هایی از گویش‌های تاتی در منطقه به جا مانده ‌است.

    بزرگ‌ترین این جزیره‌ها در جنوب استان مرکزی و استان قزوین، استان البرز یعنی شهرستان‌های زرندیه و تاکستان و بوئین‌زهرا و شهر اشتهارد و شهرستان طالقان و شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان دیده می‌شوند.


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی پنجشنبه 17 آبان 1397 21:24 نظرات ()
    خداوندا رسان از ما سلامش
        به گوش ما رسان یارب کلامش
        بسوز سینه ى مجروح زهرا
        نما تعجیل در امر قیامش

    تمامی اعمال مستحبی روزهای ماه مبارک ربیع الاول به زبان ساده

       آغاز ربیع الاول، سالروز میلاد پیامبر،آغاز امامت حضرت مهدی(ع) مبارک باد.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 آبان 1397 21:31
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی دوشنبه 14 آبان 1397 22:33 نظرات ()
    آخرین ویرایش: دوشنبه 14 آبان 1397 22:30
    ارسال دیدگاه
  • محمد رحمانی یکشنبه 13 آبان 1397 21:20 نظرات ()

    خانوادهٔ زبان‌های نورستانی به همراه دو خانواده دیگر یعنی خانواده زبان‌های هندوآریایی و خانواده زبان‌های ایرانی سه خانواده از خانواده بزرگ‌تر زبان‌های هندوایرانی می‌باشند. خانواده زبان‌های نورستانی با خانواده زبان‌های ایرانی شرقی و خانواده زبان‌های داردی که خود زیرشاخه زبان‌های هندی است خویشاوند است.

    نورستانی یکی از زبان‌های هند و آریایی است که در افغانستان و پاکستان توسط ۱۳۰ هزار نفر به آن تکلم می‌شود. در گذشته زبان‌شناسان آن را در شاخه زبان داردی تقسیم‌بندی می‌کردند که یکی از شاخه‌های زبان‌های هندوآریایی (زبانهای خانوادهٔ هندی) می‌باشد. تعداد گویشوران این زبان حدود سی هزار نفر برآورد شده است. زبان اصلی مردم نورستان نورستانی بوده ۱۵ درصد مردم آن به زبان پشه‌ای صحبت کرده و یک در صد باشندگان آن پشتون و در بعضی مناطق تاجیک پشه‌ای و گوجار نیز وجود دارد؛ اما زبان اداری این ولایت پشتو است. در چند سال پیش، بیشتر گویشوران این زبان در ولایات کنر و لغمان افغانستان زندگی می‌کردند ولی پس از تأسیس ولایتی به نام نورستان این مناطق جز قلمرو این ولایت قرار گرفت.

    زبان نورستانی از زمان باختر، از دوران پکتها آغاز می‌شود. نورستانی‌ها (فرزندان) الینایاها اند که از همسایگان ده قبیله پکتها می‌باشد؛ که از همان زمان تا حالا با این زبان افهام و تفهیم می‌نمایند." زبان نورستانی تا نیم قرن پیش حاوی الفبا و متون نوشتاری نبود. عزیز الله شلماچ می‌گوید نخستین بار در زمان محمد ظاهر شاه خط نورستانی ساخته شد. "و بعد از کودتای ثور برنامه‌های رادیویی و مسایل طبع و نشر مطرح شد. در کل الفبای نورستانی نسبت به پشتو، پنج حرف بیشتر دارد که مختص به زبان نورستانی است."

    در حال حاضر در افغانستان از سوی وزارت معارف این کشور فعالیت‌های به هدف نوشتن کتاب‌های درسی به زبان نورستانی آغاز شده است. فعلاً کتاب‌های صنف اول به چاپ رسیده است و کتاب‌های صنف دو و سه و چهار و پنج و شش هم به شکل خطی موجود است و تا زمانی که برای چاپ آماده شود، زمان می‌برد." زبان نورستانی در گذشته‌های دور از غنای فرهنگی خاصی برخوردار بوده است ولی به مرور زمان و در اثر تاثیرگذاری‌های زبان‌های فارسی و پشتو که در همسایگی آن قرار داشته، آهسته آهسته از غنای فرهنگی و زبانی آن کاسته شده است.

    مارگین استرن در زمان امیر امان‌الله خان به نورستان رفت و پس از پژوهش بر روی زبان و مردم آن منطقه، به این نتیجه رسید که نورستانی‌ها شاخه‌ای از تبار آریایی‌ها است و در همان زمانی که شاخه هندی از آریایی‌ها جدا شدند نورستانی‌ها نیز همزمان از این شاخه جدا شده به هندوستان نرفتند.

    در مورد این که زبان نورستانی در شاخه زبان‌های هندوآریایی یا ایرانی قرار می‌گیرد، اتفاق نظر وجود ندارد و بیشتر زبان‌شناسان نورستانی را زیرگروه مستقلی در زبان‌های هندوایرانی به حساب می‌آورند.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 13 آبان 1397 21:18
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 172 1 2 3 4 5 6 7 ...